تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٥ - سوره القيامة(٧٥) آيات ٢٠ تا ٢٩
درگاه سبحانى.
(٢٣)- إِلى رَبِّها بخداى خود ناظِرَةٌ نگرنده يعنى مستغرق در مطالعه مثوبات جليه كه حقتعالى بايشان كرامت فرموده باشد تقديم مفعول مفيد حصر است يعنى نعمت و كرامت نداشته باشند الا پروردگار خود هم چنان كه در دنيا خوف و رجاء نداشتهاند مگر بخدا يا آنكه بر وجهى مشغول آن نعمت باشند كه از ما سواى آن غافل باشند و نظير اينست قوله تعالى إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ وَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ و بدانكه علما را در اين آيه دو وجه است يكى آنكه مراد بنظر نظر عين باشد دوم آنكه بمعنى انتظار باشد و جماعتى كه آن را حمل بر نظر عين كردهاند بعضى از ايشان گفتهاند كه مضاف محذوف است و تقدير آنكه إلى ثواب ربها ناظرة الى ناظرة الى نعيم الجنة حالا بعد حال فيزداد بذلك سرورها و مراد بوجوه اصحاب وجوه است اينوجه منقولست از معظم علماى مفسرين از صحابه و تابعين و غيرهم و حذف مضاف و اقامه مضاف اليه بجاى آن در كلام بسيار است كما فى قوله وَ جاءَ رَبُّكَ اى امر ربك وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ اى الى طاعة العزيز الغفار و توحيده و إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ اى اولياء اللَّه كه در جميع اين حذف مضاف شده است و اقامت مضاف اليه شده در مقام آن، و برخى ديگر از ايشان گفتهاند كه مراد بنظر رؤيتست بدون حذف مضاف و معنى اينست كه ينظر الى وجه اللَّه معاينة و اينقول كلبي و مقاتل و عطا است [١] و شبههاى نيست در آنكه اين وجه غير موجه است زيرا كه منظور اليه بعين مشار اليه است بحدقه و او سبحانه متعالى است از آنكه بعين مشار اليه واقع شود هم چنان كه متعاليست از آنكه بأصابع مشار اليه شود چه رؤيت بحاسه تمام نميشود مگر بمقابله و توجه، و حق سبحانه باتفاق از اين منزه است، و نيز رؤيت بحاسه اتمام نمييابد مگر باتصال شعاع بمرئى و حق سبحانه منزه است از اتصال شعاع باو و مع ذلك نظر در لغت مفيد رؤيت نيست چه هر گاه كه آن متعلق بعين باشد مفيد طلب رؤيت است هم چنان كه هر گاه متعلق بقلب باشد مفيد طلب معرفتست بدلالت قولهم نظرت الى الهلال فلم أره كه در اينصورت اگر نظر مفيد رؤيت ميبود
[١] اشاعره گويند: در عالم قيامت ميتوان خدا را با اين ديده ظاهرى رؤيت كرد و بدين آيه شريفه استدلال نمودهاند ولى فرقه حقه اماميه و هم معتزله از اهل سنت رؤيت خداوند را هم دنيا و هم در آخرت ممتنع دانسته و بدلائل يقينيه عقليه و نقليه محال بودن آن را ثابت و مبرهن نمودهاند بلكه بعقيده جمعى از علماء محاليت رؤيت خداوند از جمله بديهيات است و دلائلى كه براى اثبات آن اقامه شده است از قبيل منبهاتست و بنا بر اين آياتى كه بحسب ظاهر دلالت بر رؤيت ميكند بايد تأويل كرد و علماء و مفسرين در خصوص اين آيه شريفه توجيهات و تأويلات عديده نمودهاند چنانچه مرحوم مؤلف اشاره فرموده است لكن نيكوترين توجيهات همان توجيه خير است يعنى ناظرة را بمعنى منتظرة بدانيم چه علاوه بر آنكه در كتب لغت تصريح كردهاند: كه النظر الانتظار در آيات عديده قرآن هم نظر بمعنى انتظار آمده و در روايات مأثوره از اهل بيت عصمت عليهم السلام نيز آيه شريفه بدينگونه تفسير شده مراجعه شود بعيون اخبار الرضا عليه السلام و بكتاب احتجاج طبرسى (ره)