تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٦ - سوره القيامة(٧٥) آيات ٢٠ تا ٢٩
قول متناقض ميبود، و قولهم ما زلت انظر اليه حتى رأيته، و شيء غايت نفس خود نمىتواند بود فلا يقال أراه حتى رأيته، و گاه هست كه نظر سبب رويت مىباشد و چيزى سبب خود نميتواند بود و ديگر آنكه بضرورت ميدانيم كه ناظر نظر كننده است اما نمىدانيم كه بيننده است و لهذا از او سؤال ميكنيم كه رأيته أم لا پس لازم آيد كه ناظر رائى باشد، و ديگر آنكه خداى را رائى مىگويند اما ناظر نمىگويند براى آنكه نظر تقليب حدقه است بجانب مرئى و اين بر خداى تعالى روا نيست و آيه لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ بمعنى لا يرحمهم است و ديگر آنكه نظرى كه موصول به إِلى است موضوع است براى تقليب حدقه نه بمعنى رؤيت بجهت اتصاف آن بچيزى كه رؤيت بآن متصف نمىشود مانند شرر و شدت و تحير و ذل و خشوع هيچكدام از اينها صلاحيت آن ندارد كه صفت رؤيت باشد بلكه احوال ناظرند نزد تقليب حدقه بجانب مرئى، اما كسانى كه حمل نظر مىكنند بر انتظار در معنى آيه چند قول گفتهاند يكى آنكه معنى آنست كه منتظرة لثواب ربها و اين قول مجاهد و حسن و سعيد بن جبير و ضحاك است، و از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام منقول است، و نظر بمعنى انتظار در قرآن بسيار است كقوله تعالى وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ اى منتظرة و قوله فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ اى انتظار، و اگر خصم گويد كه نظر بمعنى انتظار متعدى به إِلى نمىشود و نمىگويند انتظرت اليه بلكه مىگويند انتظرته جواب آن بر چند وجه مىتوان داد اول آنكه در اشعار فصحاء نظر بمعنى انتظار كه متعدى به الى باشد واقع شده كقوله:
|
وجوه يوم بدر ناظرات |
إلى الرّحمن تنتظر الفلاحا |
|