تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٠ - سوره الطارق(٨٦) آيات ١ تا ٩
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ در كشاف آورده كه در بعضى از روايات آمده كه شبى حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با عم خود ابو طالب نشسته بود ناگاه ستاره بدرخشيد و شعله عظيمى از وى ظاهر شد ابو طالب بترسيد گفت اين چه چيز است آن حضرت صلوات اللَّه عليه بفرمود كه اين ستارهايست كه ديو را از آسمان ميراند و نشانهايست از قدرت الهى فى الحال جبرئيل نازل شد بدين سوره كه:
(١)- وَ السَّماءِ سوگند بحق آسمان كه در غايت ارتفاع است و عظمت وَ الطَّارِقِ و سوگند بكوكب ظاهر شونده در شب، اصل طارق در لغت بمعنى سالك طريقست و در عرف مختص شده بآينده در شب و بعد از آن مستعمل گشته از براى چيزى كه ظاهر شود در آن.
(٢)- وَ ما أَدْراكَ و چه چيز دانا گردانيد ترا تا بدانى كه مَا الطَّارِقُ چيست طارق.
(٣)- النَّجْمُ الثَّاقِبُ ستاره است درخشنده فروزان چون شعله آتش كه از غايت درخشندگى گوئيا ثقب ميكند تاريكى شب را و در آن نفوذ مينمايد، يا ثقب افلاك ميكند و مراد بآن اسم جنس است يا شهب ثاقبه كه رجم شياطين مينمايند، و بنا بر اين ميتواند بود كه طارق از طرق مأخوذ باشد بمعنى صك و دق و منه المطرقة لانه يدق بها و الطريق لان المارة تدقه و يا كوكب معهود است بثقب و آن زحل است كه در غايت لمعان است، و نزد بعضى ثريا است و گويند كه اين قمر است و تعبير از آن بنجم ثاقب اولا بوصف عام كه آن طارق است و تفسير آن ثانيا بقوله النَّجْمُ الثَّاقِبُ بجهت اظهار فخامت شأن آنست چه آن از عجيب قدرت و لطيف حكمت او سبحانه است، و لهذا قال في موضع آخر فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ و جواب قسم اينست كه.
(٤)- إِنْ كُلُّ نَفْسٍ نيست هيچ نفسى لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ الا كه بر او رقيبى و نگهبانى هست و او حق سبحانه است كقوله تعالى وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيباً و يا فرشتهاى كه نگاه ميدارد قول و عمل او را و احصاى آن ميكند از خير و شر كما قال ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ و قوله عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ و قوله لَهُ مُعَقِّباتٌ- الاية مروى است از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه
وكل بالمؤمن مائة و ستون ملكا يذبون عنه كما يذب عن قصعة العسل الذباب، و لو و كل العبد الى نفسه طرفة عين لاختطفه الشيطان
يعنى صد و شصت فرشته بر هر مؤمنى موكلند كه آفات و بليات و شر شياطين را از او دفع ميكنند هم چنان كه مگس از كاسه عسل