تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٠ - سوره الإنسان(٧٦) آيات ٢٠ تا ٣١
فضه باشد و بعضى ديگر از ذهب بر حسب اختلاف اعمال، و در خبر آمده كه نقره بهشت بر وجهى صفا و شفافيت داشته باشد كه آنچه ما وراى آن باشد در آن توان ديد و آن از جمله جواهر بهتر باشد پس كثرت استلذاذ و سرور در او بيشتر باشد نسبت بذهب و غير آن از جواهر وَ سَقاهُمْ و بياشاماند ايشان را رَبُّهُمْ پروردگار ايشان شَراباً طَهُوراً شرابى پاك از ادناس و ارجاس و يا پاك كننده از غل و حسد و ساير صفات رذيله كقوله وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍ و بعد از شرب بدن را خوشبو سازد و بطريق عرق از بدن ترشح نمايد و كثرت طيب عرق آن بر وجهي باشد كه بمراتب از بوى مشك اطيب باشد بر خلاف خمر دنيا كه بأيدى وضره [١] عصر آن ميكنند و بأرجل دنسه غمس مينمايند و مستحيل ببول ميشود، و ابراهيم تيمى و ابى قلابه از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نقل كردهاند كه هر شخصي از اهل بهشت در طعام خوردن قوت صد مرد داشته باشد از اهل دنيا و چون سير شود او را از شراب طهور بياشامانند آنچه خورده باشد از عروق و اعضاى او ترشح نمايد كه ريح آن اطيب از مشك اذفر باشد و اشتهاى او عود كند، و از مقاتل منقول است كه طهور چشمهايست در بهشت كه هر كه از آن بياشامد در دل او حقد و حسد بلكه هيچ صفتي از صفات سيئه نماند، و از جعفر بن محمّد عليهما السّلام مرويست كه چون مؤمن شراب طهور بياشامد از هر چه ما سوى است ميل نموده بالكليه متوجه مولى شود و اين منتهى درجات صديقان است و لهذا اسناد (سقى) برب نموده آن را از نعم سابقه ممتاز گردانيد و بآن ختم ثواب ابرار نمود، و ببايد دانست كه جوى كوثر در بهشت خاصه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است و ذكر آن در سوره كوثر خواهد آمد انشاء اللَّه تعالى و چهار جوى ديگر از متقيانست كه آبست و شير و خمر و عسل، و صفات آنها در سورة حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم سمت ذكر يافته و دو چشمه از ان اهل خشيتست فِيهِما عَيْنانِ تَجْرِيانِ و دو چشمه از ان اصحاب يمين است كه فِيهِما عَيْنانِ نَضَّاخَتانِ و اين چهار چشمه در سورة الرحمن جل ذكره ذكر يافت و شراب رحيق از آن ابرار است، و چشمه تسنيم از آن مقربانست، و اين هر دو در سوره مطففين رقم بيان خواهد يافت و دو چشمه از آن اهل بيت است صلوات اللَّه عليهم كه آن كافور و زنجبيل است و آن را سلسبيل خوانند و شراب طهور نيز از ايشانست و محققان آن را شراب شهود [٢] گويند كه مرآت دل نوشنده را بلوامع انوار منور سازد و پذيراى عكس انوار ايزدى گرداند و وقت حال او را چنان صافي سازد كه اصلا بغير او سبحانه نپردازد عارفي گفته كه اگر فردا بزم نشينان دار القرار
[١] وضرة صفت ايدى بمعنى چركين است- وضر وضرا فهو وضر مثل وسخ وسخا فهو وسخ وزنا و معنى.
[٢] اين عبارت يعنى از و محققان تا جمله عطا فرمودهاند مأخوذ از تفسير كاشفيست و چون قسمتى از اين عبارت صريح در وحدت وجود بلكه وحدت موجود است (مراجعه شود بتفسير حسينى) مرحوم مؤلف از