تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٢ - سوره النازعات(٧٩) آيات ١٠ تا ١٩
(١٥)- هَلْ أَتاكَ آيا آمد بتو، استفهام براى تقرير است يعنى بتحقيق كه آمد بتو حَدِيثُ مُوسى سخن موسى كليم عليه التحية و التسليم.
(١٦)- إِذْ ناداهُ وقتى كه بخواند موسى را رَبُّهُ پروردگار او بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ بوادى پاكيزه طُوىً و اين نام آن وادى است يعنى بوادى مقدس كه آن طوى است و نزد بعضى طوى بمعنى مرتين است چون ثنى مشتق از طوى يطوى يعنى وادى پاكيزه باشد مرّة بعد آخرى مراد كثرت لطافت و نظافت و طهارت آنست يا وادى پاكيزه كه دو مرتبه ندا كرده شد در آن.
(١٧)- اذْهَبْ اين مقول قول منويست چه ندا در معنى قولست يعنى حق سبحانه بموسى گفت برو إِلى فِرْعَوْنَ بسوى فرعون إِنَّهُ طَغى بدرستى كه او از حد در گذشته است در تكبّر و عتوّ.
(١٨)- فَقُلْ پس بگو مر او را از روى تلطف و مدارا كه هَلْ لَكَ آيا مر تراست ميل و رغبتى إِلى أَنْ تَزَكَّى بسوى آنكه پاك شوى، هل از براى عرض است هم چنان كه كسى گويد بضيف خود كه هل لك أن تنزل بنا يعنى آيا سر آن دارى كه از دنس شرك و عصيان و لوث كفر و طغيان پاكيزه شوى و بكلمه طيبه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مترنم شوى.
(١٩)- وَ أَهْدِيَكَ و آيا رغبت دارى بسوى آنكه راه نمايم ترا إِلى رَبِّكَ بشناخت آفريدگار و پروردگار تو فَتَخْشى پس بترسى از عقاب او و حذر كنى از سركشى و نافرمان بردارى، اين مشعر است بر آنكه خشيت بدون معرفت تحقق ندارد كقوله تعالى إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ و تخصيص خشيت بذكر بجهت آنست كه آن ملاك امر است چه هر كه از خداى بترسد مرتكب افعال خير ميشود و هر كه ايمن است از او جرئت مينمايد بهمه اعمال شر و منه
قوله عليه السّلام من خاف أدلج و من أدلج بلغ المنزل
و كلام مذكور تفصيل قول او سبحانه است در سوره (طه) كه فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً و آيه دالست بر نهايت لطف او سبحانه نبست به بندگان چه هر گاه لطف وى با كسى كه چهار صد سال دعوى خدايى كرد بدين مرتبه باشد كه موسى را گويد كه با وى سخن نرم گوى و نسبت باو لطف و مدارا مرعى دار پس از اينجا معلوم ميشود كه لطف وى نسبت بدوستان در چه مرتبه خواهد بود، آوردهاند كه حق سبحانه با موسى عليه السّلام خطاب كرد كه برو و بملايمت فرعون را دعوت كن اگر چه ميدانم كه اجابت نخواهد كرد موسى، گفت بار خدايا پس دعوت من چه فايده داشته باشد، ندا رسيد كه تا بر وى حجت لازم شود و روز قيامت نگويد كه تو بمن ارسال رسل نكردى پس موسى عليه السّلام بفرمان حقتعالى نزد فرعون رفت و تبليغ