تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٩٦ - سوره العلق(٩٦) آيات ١ تا ٩
آن كسى است كه خلق از او حاصل شد و غير از او هيچ خالقى نيست و يا مراد خلق كل شيء است تا متناول هر مخلوقى باشد زيرا كه خلق مطلقست پس بعضى از مخلوقات اولى از بعضى ديگر نباشند بتقدير، قوله خَلَقَ الْإِنْسانَ تخصيص انسانست بذكر از ميان آنچه خَلَقَ متناولست زيرا كه تنزيل قرآن بسوى او است و او اشرف آن چيزيست كه بر روى زمين است، و ميتواند بود كه (الذى خلق الانسان) از قبيل الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ باشد چنان كه در سورة الرحمن مقرر شد فحينئذ الَّذِي مبهم است و بعد از آن مفسر شده بقوله خَلَقَ الْإِنْسانَ بجهت تفخيم خلق انسان و دلالت بر عجيب فطرت آن و چون انسان در معنى جمعست كقوله إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ از اين جهت عَلَقٍ كه صيغه جمعست بر علقه ايثار فرمود كه مفرد است و ببايد دانست كه افتتاح قرآن ببيان خلق بجهت آنست كه اول واجبات معرفة اللَّه است و خلق دالست بر وجود خالق و فرط قدرت و كمال حكمت او، و قوله:
(٣)- اقْرَأْ تكرير است براى مبالغه يا اول امر است بقرائت براى نفس خود و ثانى براى تبليغ يا در نماز، و ميشايد كه چون جبرئيل او را گفته باشد كه اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ آن حضرت در جواب گفته باشد كه
ما انا بقارئ
باز جبرئيل او را گفته باشد كه اقْرَأْ چنان چه گذشت وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ و پروردگار تو بزرگتر است از همه بزرگان و كرم او بيشتر از همه كريمان چه او منعم مالا يحصى است ببندگان بدون عوض و حاكمست بىتخوف و معاجله بعقوبت نميكند با وجود كفر بندگان و جحود ايشان مر نعم او را و ركوب ايشان بر نواهى و ترك بندگان او امر او را و قبول توبه ايشان ميكند و از معاصى و خطيئات ايشان در ميگذرد بعد از اقتراف بعظايم و كباير آن، پس كرم او را غايتى نيست پس از روى حقيقت كريم اوست نه غير او، و ديگر آنكه هر نعمتى كه هست از جانب اوست يا از وجه اختراع يا از حيثيت تسبيب و تسهيل طرق بآن پس حقيقت تكرم مخصوص باو باشد، و نزد بعضى معنى آنست كه پروردگار تو آن كسى است كه بر عمل تو ثواب ميدهد و تقويت و اعانت تو ميكند بر حفظ قرآن بآنچه مقتضى كرم بيغايت اوست.
(٤)- الَّذِي آن خدايى كه عَلَّمَ بياموزانيد نوشتن را بِالْقَلَمِ بقلم تا علم را بقلم قيد كنند و غايبان را بنامه آگاهى دهند در تبيان آورده كه مراد آدمست كه حق سبحانه و تعالى علم
آياتى كه حقتعالى مبادى تكون بشر را در آنها بيان فرموده ديگر آنكه در آن آيات نخست نطفه را نام بردار شده پس از آن علقه را زيرا كه نطفه قبل از علقه است و علاوه بر اينها معنى مزبور منطبق ميشود بر آنچه دانشمندان امروزى استكشاف كرده و راجع بمبدء تكون بدن آدمى قائلند كه هر قطره از آب منى شخص سالم حامل مليونها سلول حياتى و حيوانات ذرهبينى است و اين حيوانات هم چنان كه اين حقير خود مشاهده كردم بسيار شباهت بزالو دارند و بالاخره مبدء تكون آدمى افرادى چند از اين حيوانات خواهد بود.