تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٨ - سوره الإنسان(٧٦) آيات ١ تا ٩
تعالى ايشان را از اين بيمارى شفا دهد و لباس عافيت در ايشان پوشاند پس آن سيد اوصياء نذر فرمود كه اگر حق سبحانه و تعالى ايشان را از اين بيمارى شفا دهد من سه روز روزه بدارم و چون آن سرور دين نذر فرمود فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام و فضه كه خادمه ايشان بود موافقت فرمودند و همه اقتدا بآن حضرت نموده نذر كردند [١] پس چون حق سبحانه لباس عافيت در ايشان پوشانيد و آن دو سيد و سرور را از دار الشفاى عافيت شراب صحت چشانيد عزيمت نمودند كه بنذر خود قيام نمايند و در حجره طاهره هيچ طعامى نبود كه به آن افطار كنند پس آن سرور اوصياء چنان كه در روايت ابن مهران باهلى مذكور است بنزد شمعون يهودى خيبرى رفت كه همسايه آن حضرت عليه السّلام بود و بآن يهودى گفت كه
هل لك أن تعطينى جزة من صوف تغزلها لك بنت محمّد بثلثة أصواع من شعير قال نعم فجاء بالصوف و الشعر
يعنى آن حضرت بشمعون خيبرى گفت كه اى شمعون آيا تواند بود كه پاره پشم بمن دهى كه آن را فاطمه زهرا و قرة العين محمّد مصطفى از براى تو بريسد و تو از براى اجرت آن سه صاع جو بمن دهى شمعون گفت كه اى على راضى شدم به اين معامله پس آن يهودى بخانه خود در آمد و سه صاع جو و آن پشم را برداشت و بنزد امير المؤمنين عليه السّلام آمد پس شاه اولياء آن پشم و جو را بحجره فاطمه زهرا عليها التحية و الثناء آورد و اهل بيت بوفاى نذر مشغول شدند و نيت روزه فرمودند و حضرت فاطمه عليها السلام در روز اول يك صاع را از آن جو آرد كرده و پنج قرص آماده فرمود چون شب در آمد نماز شام اداء فرمودند و طعامى كه مهيا ساخته بودند حاضر آوردند و ميخواستند كه افطار نمايند ناگاه آوازي بگوش ايشان رسيد كه السلام عليكم يا اهل بيت محمّد من مسكينم از مساكين و محتاجم و گرسنه مرا طعامى دهيد تا خداى تعالى شما را از موايد جنت محظوظ گرداند پس سرور اسخياء و سيد اوصياء قرص خود را باو تصدق فرمود چون باقى أهل البيت عليهما السّلام آن كرم و سخاوت از آن سرور مشاهده نمودند همه بآن مقتدا اقتدا فرمودند و قرصهاى خود را بآن مسكين تصدق كردند و در آن شب همه بىطعام بماندند و بآب خالص افطار نمودند و فضه كه خادمه ايشان بود نيز متابعت ايشان نموده قرص خود را تصدق نمود روز دوم حضرت فاطمه زهرا عليها سلام بر نهج روز اول پنج قرص مهيا ساخت و چون روز در آمد خواستند كه إفطار نمايند ناگاه آوازى بگوش مبارك ايشان آمد كه يا اهل بيت محمّد يتيمى بر در سراى شماست بيكس و فرمانده است و قوتى ندارد
[١] ظواهر آيات شريفه و جموعى كه در اين آيات مباركه مذكور است مانند يُوفُونَ و يُطْعِمُونَ و غيرهما دلالت دارند بر آنكه نذر كننده و وفا كننده بنذر تنها امير المؤمنين و فاطمه سلام اللَّه عليهما نبوده بلكه كسانى ديگر شركت داشتند و آن كسان باتفاق فريقين حسنين عليهما السلام و فضه خادمه بودند و با توجه بدين نكته فضيلت مخصوصى از اين آيات كريمه براى حسنين عليهما السلام مستفاد ميگردد و آن اينست كه حقتعالى آن دو بزرگوار را مانند ساير اطفال نابالغ بشمار نياورده بلكه مانند پدر و مادرشان تجليل و تعظيم نموده و مستحق اجر و ثواب دانسته و جزاء عمل ايشان را همانند جزاء عمل امير المؤمنين و فاطمه عليهما السلام قرار داده و درباره همگى فرموده: وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا. الآيات.