تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٦ - سوره الإنسان(٧٦) آيات ١ تا ٩
آن قوله:
(٣)- إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ بدرستى كه ما نمودهايم او را راه راست بنصب ادله باهره و انزال آيات بينه و ازاحت علت بعد از اعطاى سمع و بصر كه آلت ادراك آنها است، قوله إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً حالست از مفعول اول هَدَيْناهُ يعنى راه نموديم او را در حالتى كه سپاس دارنده است يعنى مؤمن موحد است و يا ناسپاس يعنى كافر جاحد، مراد آنست كه هدايت ما مخصوص نيست باهل ايمان بلكه بهمه مردمان نصب ادله كرديم و آلات تمكين عطا نموده و ازاحه علت كرده پس بر آن نهج كه هدايت شاكر نمودهايم هدايت كافر نيز نموده و همه را زمام اختيار ايمان و كفر داده كقوله تعالى فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ پس اگر وى بآنچه مأمور است اطاعت نكند و بجهت عناد بر كفر خود اصرار نمايد حجت بر وى باشد نه بر ما، و ميتواند بود كه حال باشد از مفعول دوم هديناه تقدير اينكه: عرفناه السبيل اما سبيلا شاكرا و اما سبيلا كفورا، كقوله وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ و حينئذ وصف سبيل بشكر و كفر بر سبيل مجاز باشد و بيضاوى آورده كه لفظ إِمَّا از براى تفصيل است و يا از براى تقسيم يعنى هدايت داديم در اين هر دو حال يا در حالتى كه مقسوم بودند باين هر دو قسم؛ و عدم ذكر كافر در مقام كفور تا مطابق قسم اول باشد بجهت محافظت فواصل است و اشعار بر آنكه كافر كه بجهت عناد متوغل است در كفر خود بواسطه اينست كه با وجود دلايل واضحه و حجج بينه ايمان نميآورد، و اين آيه حجت است بر مجبره كه مىگويند خداى كافران را هدايت نميدهد چه اين مصرح است به اينكه ما هدايت داديم بندگان را خواه كافر باشند و خواه شاكر، و كافر با وجود اين عناد نموده بر كفر خود باقى مانده و لهذا تهديد او مينمايد بقوله:
(٤)- إِنَّا أَعْتَدْنا بدرستى كه ما آماده كردهايم لِلْكافِرِينَ براى ناگرويدگان سَلاسِلَ زنجيرها كه ايشان را بآن بدوزخ كشند و بكر سَلاسِلَ بتنوين خوانده بجهت تناسب آن بقوله: وَ أَغْلالًا و غلها كه بر گردن ايشان نهند وَ سَعِيراً و آتش افروخته كه در آن هميشه بسوزند، تقديم وعيد كفار بعد از تأخير ذكر ايشان بجهت آنست كه انذاراهم و انفع است و تصدير كلام و ختم آن بذكر مؤمنان انسب و احسن پس ذكر احوال ابرار مىكند بقوله:
(٥)- إِنَّ الْأَبْرارَ اين جمع بر است چون أرباب كه جمع رب است يا جمع بار چون اشهاد كه جمع شاهد است، يعنى بدرستى كه نيكوكاران كه مؤمنان فرمان بردارانند يَشْرَبُونَ