إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٢٥ - كلمات العلماء في شأنه عليه السلام
[به] نكاح آن حضرت درآورد.
و گفتهاند: در دار الخلافة جشنى بدان آراستگى ترتيب نكردهاند. و از جمله در مجلس عقد نكاح جهت عطر مجلس طشتى به غايت بزرگ از نقره و به طلا اندوده و مرصع ساخته مالامال از عبير و ساير طيبها حاضر گردانيد تا جميع خلايق خود را بدان معطر ساختند و عطر به ذخيره برداشتند و مأمون خود خطبه خواند و دختر خود را به نكاح حضرت امام درآورد و مهر دختر خود را پانصد درهم كرد و همچو مهر حضرت فاطمه (ع).
المقتبس من نور علومه الأفراد من الأبدال و الأوتاد.
آن حضرت اقتباس كننده است از نور علمهاى او يكان يكان از ابدال اولياء و اوتاد عالم. و اين اشارت است بدانچه از خصايص ائمه هدى است كه جميع افراد ابدال و اوتاد عالم كه نظم و حفظ عالم در عهده ايشان است از ائمه اقتباس علوم و معارف مىنمايند و آن حضرت را بدان مزيد اختصاصى هست چنانچه روايت كردهاند كه اوليا و اوتاد زمان آن حضرت از او در حقايق علوم و معارف استفاضه و استفاده مىنمودهاند.
أبي جعفر محمد التقي الجواد بن علي الرضا.
كنيت آن حضرت ابو جعفر است و آن حضرت را اولاد بود و بزرگتر ايشان على نقى هادى است كه بعد از آن حضرت، امام بود و مادر آن حضرت ام الولد بود و حضرت امام على نيز از ام الولد متولد شد نه از دختر مأمون. و از القاب آن حضرت يكى جواد است زيرا كه از بسيارى جود در زمان خود منفرد بوده و در عطا و كرم.
و از جمله القاب آن حضرت تقى است يعنى پرهيزكار و اگر چه تمامى ائمه معصومين در كمال تقوا بودهاند فاما آن حضرت بدين وصف عظيم مزيد اشتهارى داشته.