إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٨٢ - مستدرك ما نقل من كراماته عليه السلام
و دواى بيماران است. امام محمد باقر در حالت صغر سن در آن چاه افتاد امام زين العابدين در آن وقت در نماز بود از غايت حضور و توكل و رضا به قضاى الهى كه داشت قطع نماز نكرد.
و في أخبار الدول للقرماني: ففزع أهل المدينة لذلك حتى أخرجوه و كان قائما يصلي فما زال عن مكانه.
و قال أيضا في ص ٣١٢:
در شواهد النبوة و روضة الأحباب از عمر بن منهال مرويست كه در وقتى كه از كوفه جهت گزاردن حج بمكة شريف رفته بودم بر على بن الحسين در آمدم از من پرسيد كه حال حرملة بن كاهل چيست؟ گفتم كه: وى را كوفه زنده گذاشتهام. دست بدعا بر آورد و گفت: اللهم أذقه حر الحديد اللهم أذقه حر النار بعد از آن چون به كوفه رسيدم مختار بن ابو عبيد خروج كرده بود بنا بر دوستى سابق كه با وى داشتم بملاقاتش رفتم چون بدو رسيدم سوار مىشد من باو همراهى نمودم در اثناى راه در موضعي بايستاد و انتظار مىكشيد ناگاه حرملة بن كاهل را آوردند. مختار گفت:
الحمد للّه كه خداى تعالى مرا بر تو دست داد آن گاه جلاد را فرمود تا دست و پايهايش ببريدند پس به افروختن آتش اشارت كرد حرمله را در ميان آتش نهاده بسوخت. چون اين حال را مشاهده كردم گفتم سبحان اللّه. مختار پرسيد: چرا تعجب كردى من قصه دعاى امام على بن الحسين را شرح كردم مرا سوگند داد كه تو اين دعا از وى شنيده بودى؟ گفتم: بلى پس مختار از اسب فرود آمده دو ركعت نماز گزارد و سر بسجده نهاد.