إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٦٧٧ - وصف و مدح امام الثامن الضامن على بن موسى الرضا سلام الله عليه و ذكر قبر مبارك او
و اين مختصر احتمال آن نمىكند.
صاحب كشف الغمة در كتاب خود روايت مىكند كه حضرت امام عليه السلام هر صباح به ديدن مأمون خليفه مىفرمود و جميع خلايق عالم از اشراف بنى العباس و قواد و لشكر و قضات و علما و امراى عرب و اكابر قريش بر درگاه مأمون حاضر بودند و عادت حاجبان بود كه چون حضرت امام عليه السلام پيدا مىشد هيچ كس را پيشتر از آن حضرت بار نمىدادند و چون آن حضرت را مىديدند استقبال مىكردند و وظايف خدمت بجا مىآوردند و چون حضرت نزديك پرده مىرسيد پرده را بر مىداشتند تا حضرت امام در مىرفت.
روزى حاجبان با يكديگر گفتند: خوب است كه ما همچنين مبالغه در تعظيم على ابن موسى مىكنيم و ديگر امراى عباسي و برادران و أقوام خليفه چون مىآيند تعظيم نمىكنيم، امروز اتفاق كنيم كه چون او بيايد ما اصلا برنخيزيم و پرده جهت او بر نداريم تا ببينيم كه او چه مىكند. چون حضرت امام به درگاه آمد ايشان بر خلاف عادت خود استقبال نكردند و تعظيم لايق بجا نياوردند. چون حضرت امام نزديك پرده رسيد هيچ كس پرده را بر نداشت. في الحال بادى پيدا شد و تمامى پردهها را برداشت تا آن حضرت پيش مأمون رفت باد ساكن شد. چون آن حضرت بيرون فرمود همچنان بادى عظيم برخاست و پردهها برداشت. حاجبان دست آن حضرت را ببوسيدند و استحلال نمودند و دانستند كه آن حضرت امام به حق است و وارث انبياست كه حق تعالى باد را در فرمان آن حضرت كرده، همچنان كه در حكم سليمان بود.
في الجملة اوقات آن حضرت با مأمون بدين نسق مىگذشت تا آنكه بنى العباس با مأمون مخالفت كردند و در بغداد ابراهيم بن مهدى را كه عم مأمون بود خليفه ساختند و احوال ممالك بر مأمون شوريده شد و بعضى از امرا از تقصيرات فضل بن سهل شمردند و خاطر مأمون را با فضل متغير ساختند و در امر ولايت عهد حضرت