إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٦٧٥ - وصف و مدح امام الثامن الضامن على بن موسى الرضا سلام الله عليه و ذكر قبر مبارك او
و دراعه سفيد بر سر نهاد و طره آن را در ميان هر دو شانه باز گذاشت و غزه كه در مصلى آن را پيش روى مبارك حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم فرو مىبردند در دست گرفت و نعلين در پاى مبارك كرد و بدين صورت ناگاه همچو آفتاب درخشان كه از سراپاى وجود مباركش نور تابان بود از خانه طلوع كرد و به آواز بلند فرمود: اللّه أكبر اللّه أكبر. تمامى خلايق خود را از اسبها بينداختند و به يك دفعه با آن حضرت به تكبير در آمدند و آن حضرت پياده نعلين پوشيده روان شد و هر قدم كه مىآمد يك نوبت تكبير مىفرمود و خلايق نيشابور تمامى به تكبير در آمدند تا به غايتي كه در و ديوار مملكت با آن حضرت به تكبير آمدند و فرياد گريه و فغان تكبير از مردمان بر آمد و حالتى غريب ظاهر شد گوئيا همه عالم در تكبير و تحميد و تسبيح در آمدند. و به هر قدم كه آن حضرت تكبير مىفرمود آن حالت زيادت مىشد و افغان و غوغاى مردم و گريه و تضرع و نياز ايشان روى در افزونى مىنهاد و مأمون در خانه خود نشسته بود. مقربان او در رفتند و آن حال را حكايت كردند، با مأمون گفتند كه خود را درياب كه اگر حضرت امام بدين طريقه به مصلى مىرسد ديگر هرگز كسى بر تو سلام خلافت نخواهد كرد.
مأمون كسى نزد امام فرستاد و امام در راه مصلى بود و گفت خليفه مىگويد كه ترا زحمت داشتيم و مكلف ساختيم به خانه خود بازگرد. حضرت امام از راه بازگشت و با اصحاب خود فرمود: من نگفتم كه ايشان طاقت نمىآورند. چون حضرت امام بازگشت مأمون سوار شد و نماز عيد بگزارد و در اين فقره اشاره نموده شد كه او اقتدا در همه امور به حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم مىفرموده.
أبي الحسن علي بن موسى الرضا الإمام القائم الثامن كنيت آن حضرت ابو الحسن است همچو كنيت حضرت امير المؤمنين عليه السلام، و آن حضرت را اولاد بوده و امام محمد جواد عليه السلام كه بعد از آن