إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٢٠٥ - حضوره عليه السلام(في مجلس ابن زياد و يزيد)
به خلافت صورى نفرمود و عزم و همت خود را مخصوص و مقصور بر عبادت و امور آخرت ساخته.
روايت كردهاند كه چون حضرت امام زين العابدين بعد از مقتل امام حسين از شام با اهل بيت خود به مدينه فرمود به عبادت مشغول شد و چون آن حضرت مدينه فرمود، اهل مدينه را مصيبت امام حسين (ع) صعب بود. تمامى پيش آن حضرت آمدند و اتفاق كردند كه يزيد را خلع كنند و خون امام حسين (ع) از او طلب دارند.
آن حضرت فرمود: من بدين شغل بعد از پدر مشغول نمىگردم. شما برويد و ديگرى را طلب كنيد.
ايشان با عبد اللّه بن حنظلة كه بزرگ انصار بود بيعت كردند و حضرت امام زين العابدين از ميان ايشان بيرون رفت. و يزيد لعين چون خروج اهل مدينه شنيد و قبول نا كردن امامت بيعت ايشان را از آن حضرت راضى شد و شاكر شد، و مسلم بن عقبه را با لشكرى عظيم به جنگ اهل مدينه فرستاد و در موضعي كه آن را حره گويند در بيرون مدينه، جنگ كردند و بسيارى از اولاد صحابه و تابعين در آن جنگ شهيد شدند و عبد اللّه بن حنظلة نيز شهيد شد و مسلم بن عقبه بعد از جنگ و غلبه به خدمت حضرت امام شكر يزيد عليه اللعنة باز گفت. آن حضرت فرمود: من به عبادت پروردگار مشغولم و با دنيا مرا كارى نيست. مرا به حال خود باز گذاريد و شما دانيد و مهمات دنيا، و اين از علو همت است كه بدان اشارت فرموده شد:
كاشف الغمة دافع الملمّة المنافح عند الأمور المهمة آن حضرت كشف كننده امر پوشيده است كه آن امر بر مردم مهم باشد و اين اشارت است به علم و كشف آن حضرت. چنانچه روايت كردهاند كه علم واقعات در تابعين و حل مشكلات بدان حضرت منتهى شد و آن حضرت دفع كننده بليات و شدايد است كه (بر) مردمان فرود آيد، و اين اشارت است به عطا و كرم و بخشش وجود آن حضرت كه در شدايد دفع فقر و ضرر از مردمان مىفرمود. چنانچه روايت