ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٧ - رهبر رهبران انسانيت مى نالد و فرياد مى زند
و سپس بر اين گفتار در همهء شئون حياتى استقامت ورزيدند ) و از رهبران كاروانيان ( يُثَبِّتُ الله الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الآخِرَةِ ) [١] ( خداوند آنانرا كه ايمان آوردهاند ، با گفتار و تعهد ثابت در زندگى دنيوى و اخروى ثابت نگه ميدارد ) ميباشد ، كمترين مسامحه اى در انجام تكليف روا نداشته است و كوچكترين تخلفى از تعهد برين كه با خدا در بارهء انسانها ( كه بمنزلهء عيال خداوندى هستند ) انجام نداده است . طرق مختلف انسانشناسى و جهانبينى را بر آنان هموار نموده است . هيچ كوتاهى در بارهء گستردن عدالت براى عموم مردم روا نداشته است .
نه ثروتى از دنيا اندوخته و نه دل به مقام و جاه بسته است . دانش و بينش او به روى پردهء طبيعت همچنان است كه به پشت پردهء طبيعت ، تا آنجا كه مى گويد : لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا ( اگر پرده از روى واقعيات برداشته شود ، بر يقين من نيفزايد ) او در عين حركت در بالاترين قلههاى انسانيت و مشاهدهء واقعيات ، بادمسازى از معمولىترين فرد در زندگانى امتناعى ندارد . اين ابر مرد چه ديده است < شعر > راز بگشا اى على مرتضى اى پس از سوء القضاء حسن القضا اى على كه جمله عقل و ديده اى شمه اى وا گو از آنچه ديده اى < / شعر > مولوى با اين حال اين رهبر رهبران مى نالد و فرياد برمى آورد و مردم را نفرين ميكند .
با اين كه او مى توانست به سنت ديرينهء سياستمداران معمولى عمل كرده ، با گفتارهاى ساختگى و يا وعدهها و تهديدهاى تصنعى و با نرمشهاى مخملى و خشونتهاى شمشيرى و با سازشكارى با قدرتمندان از خدا و از انسان بيخبر ،
[١] ابراهيم آيهء ٢٧ .