ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٦ - اگر عمل عينى آتيلاها و نرونها ، تاريخ انسانى را دردناك ثبت ميكند فلسفه ماكياولىها و رنانها تاريخ انسانى را به فاجعه مبدل مى سازد
وارد نشود ، ادعاى جامعه شناسى در بارهء چين براه انداخته و مى گويد : نژاد چين كارگر آفريده شده است گويا رنان در امر خلقت نژادها پيش خدا بوده و حتى طرف مشورت خدا در امر خلقت قرار گرفته است و نمى فهمد يا مى فهمد و نمى خواهد بزبان بياورد كه كار و تلاش چينىها براى تحصيل معاش و ادارهء زندگى خود ، با ارزشتر و باشرافتتر از آن نژادهاى عالى بوده است كه شمشير بدست از موجوديت ديگر انسانها تغذيه مى كردند . و كار در هر دو شكل عضلانى و فكرى جوهر انسانى است ، نه شمشير زدن و انسان را نابود نمودن .
٤ - مى گويد : « تقريباً بىهيچ احساس بزرگى » فلسفهء توجيهى آقاى رنان اجازه نداده است كه اين حقيقت را درك كند كه افزايش كار عضلانى و استهلاك انرژى در آن كارها با كاهش فعاليت فكرى ارتباط مستقيم دارد ، بدون اين كه اختصاص به نژاد و جامعه اى داشته باشد . امروزه در تمام جوامع شرق و غرب اين اصل را بخوبى مى توان ديد كه هيچ نژاد و جامعه اى نتوانسته است ، انرژى مستهلك شده در كارهاى عضلانى را بار ديگر براى كارگر عضوى برگرداند . يعنى انرژى محدودى كه در شبانه روز تجديد مى شود ، نمى تواند هم در كار فكرى صرف شود و هم در كار عضلانى . اين درد بيدرمان كه كارگران دستى از داشتن تفكرات منطقى و علمى و احساسات تصعيد شده محرومند ، دامنگير همهء جوامع شرقى و غربى و شمالى و جنوبى بدون استثناء تا امروز بوده است . آيا يك كارگر دستى اروپائى از يك كارگر دستى آسيائى انسانتر است بهتر مى فهمد داراى احساسات تصعيد شدهء بيشترى است ٥ - اين تناقض را هم مورد دقت قرار بدهيد : « بر او دادگرانه حكومت كنيد » و « براى خدمت به چنين حكومتى اموال بسيار از او براى نژاد فاتح بگيريد » حكومت دادگرانه ، و اندوختن اموال بسيار براى نژاد فاتح