ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٢ - گفتار بدون معرفت و علم ، غفلت از ضرورت خوددارى از آلودگيها ، طمع در پيروزى بدون شايستگى اينست عوامل تباه كنندهء زندگى
گفتار بدون معرفت و علم ، غفلت از ضرورت خوددارى از آلودگيها ، طمع در پيروزى بدون شايستگى . اينست عوامل تباه كنندهء زندگى انسان در راهى كه به سوى كمال در زندگى كشيده شده است ، از يك فضاى خالى عبور نمى كند ، بلكه چنانكه در اين حركت به هدفگيرى و انتخاب وسيله و آماده نگهداشتن عوامل تشخيص و تحريك درونى نيازمند است ، همچنان بدون پاكداشتن آن درون كه فعاليتهاى مزبور را تفسير و توجيه مى نمايد ، حركت به سوى كمال امكانناپذير است . اين پاكداشتن درون از آلودگىها و تصفيهء آن از خس و خاشاك و خارهاى زهرآگين شهوات و هوى و هوسها ، ورع ناميده مى شود . طمع و اميد بستن به پيروزى و وصول به حق بدون تحصيل شايستگى ، نتيجه اى جز پوچ كردن زندگى با خيالات و احساسات غير قابل دوام چيزى ديگر نيست . آخر چطور سخن مى گوئيد و داورى مى كنيد ، بدون آنكه از محتواى سخن و قضاوتتان اطلاعى داشته باشيد اين گفتارها و قضاوتها كه مى كنيد ، نه تنها زبانى ندارند كه بگويند : گويندهء ما و صادركنندهء ما اطلاع و شناختى از محتويات ما ندارد ، بلكه چنان مى نمايند كه گوينده و قضاوت كننده از همهء سطوح و ابعاد كارى كه با زبان و فكرش انجام مى دهد ، مطلع است . براستى ، دردى خانمانسوزتر از گفتارها و قضاوتهاى جاهلانه در دودمان بشرى وجود ندارد . بلى - < شعر > اين زبان چون سنگ و فم آتش وش است و آن چه بجهد از زبان چون آتش است سنگ و آهن رامزن برهم گزاف گه ز روى نقل و گه از روى لاف ز ان كه تاريكست و هر سو پنبه زار در ميان پنبه چون باشد شرار ظالم آن قومى كه چشمان دوختند و ز سخنها عالمى را سوختند عالمى را يك سخن ويران كند روبهان مرده را شيران كند < / شعر > اين جانهاى آدميان دم عيسوى دارند و بوسيلهء كلام نتايج متضاد بوجود مى آورند .