ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٩ - چون وطن دوستى معلول حب ذات است لذا محبت بوطن قابل شدت و ضعف و در معرض هستى و نيستى است
وطن و منشأ اولى و وسيلهء ادامهء حيات بوده است ، يك بار ديگر حب الوطن مى تواند مطلوب بلكه ضرورت داشته باشد و آن اينست كه موقعى كه اقوياى جوامع بخواهند با تلقينات جهان وطنى و شعارهاى آراستهء ايدههاى جهانى ضعفا را پايمال كنند . در اين موارد تلقينات و شعارهاى آراسته مانند دانه پاشيدن صيادان زبردست است كه مى خواهند بينوايان را از آشيانهء خود بيرون كشيده و طعمهء خود بسازند .
در اين مواقع حب الوطن مساوى حب ذات مى گردد كه كوچكترين فريب خوردن به نابودى حيات آدمى منجر خواهد گشت .
تبهكارترين مردم در اين گونه موارد كسانى هستند كه نقش دلالى زندگى و مرگ انسانها را بدست گرفته با سخنان و شعارهاى فريبنده انسانهايى را تسليم ضد انسانها مى نمايند . روى اين محاسبهء واقعى است كه ملل ناتوان تاكنون در بارهء دعاوى جهانى بودن انسانيت و شئون آن بوسيلهء ملل قوى بدبين بوده و خود ملل قوى نيز اطمينانى بآن دعاوى در ميان خود نداشتهاند . نتيجهء كلى اين مبحث اينست كه « حب الوطن من الايمان » [١] از دو نظر كاملا طبيعى و منطقى است : ١ - نظرگاه طبيعى ، چنانكه بطور اختصار اشاره كرديم : وطن و حساسيت مخصوص در بارهء آن و هر موضوعى كه حيات آدمى با آن انسى دارد ، پديده ايست كاملا طبيعى .
٢ - نظرگاه منطقى ، حب الوطن از اين ديدگاه چنانكه گفتيم : مساوى حب ذات و دفاع از زندگى و مبارزه با مرگ است .
چون وطن دوستى معلول حب ذات است لذا محبت بوطن قابل شدت و ضعف و در معرض هستى و نيستى است در مطالب گذشته اشاره كرديم كه وطن دوستى يكى از فروع خود
[١] سفينة البحار - مرحوم محدث قمى ج ٢ ص ٦٦٨ نقل از كتاب املالامل شيخ حر عاملى