ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٥ - اين قدر خود را فريب ندهيد ، دين جان خود را بتأخير نيندازيد ، حق شوخى ناپذير است
١٥ ، ١٦ - اىّ دار بعد داركم تمنعون و مع اىّ امام بعدى تقاتلون ( كدامين خانه و وطن را جز خانه و وطن خود از اشغال بيگانگان ممنوع خواهيد ساخت و با كدامين رهبر پس از من ، به ميدان نبرد وارد خواهيد گشت ) از وطن خود دفاع كنيد و رهبرتان را بشناسيد
از وطن خود دفاع كنيد و رهبرتان را بشناسيد در بارهء ارزيابى وطن و شناخت هويت و مختصات آن ، مباحث فراوانى در كتابهاى سياسى و اجتماعى و حقوقى مطرح شده است . ما مقدارى از آن مباحث را در مجلد هشتم از تفسير و نقد و تحليل مثنوى از ص ٥١٢ تا ص ٥٢٤ آوردهايم . بدانجهت كه ممكن است تفسير و نقد و تحليل در دسترس مطالعه كنندهء محترم نباشد ، لذا آن مباحث را كه مورد احتياج است ، در اينجا مى آوريم :
وطن چيست و آيا حب الوطن مطلوب مطلق است
وطن چيست و آيا حب الوطن مطلوب مطلق است در علوم سياسى و حقون مدنى و همچنين در تفسير لغوى وطن اختلاف نظرى وجود دارد .
بعضى از متفكرين علوم سياسى معتقدند كه وطن يك انسان عبارت از جايگاهى است كه در آن زندگى مى كند .
بعضى ديگر مى گويند : براى صدق وطن كافى نيست كه جايگاهى براى زندگى يك انسان بوده باشد ، بلكه بايد روابطى طبيعى يا قراردادى با آن جايگاه داشته باشد ، مانند زاييده شدن در آن جايگاه و پذيرش آداب و رسوم و حقوق و اخلاق و مذهب مردم آن جايگاه . گروهى مسئلهء همزبان بودن و روابط ديگرى را نيز براى تحقق ( مواطن و هموطن ) ذكر كردهاند .
بنظر مى رسد مفهوم رابطهء يك انسان با جايگاهى كه در آن زندگى ميكند ، كاملا نسبى بوده باشد .