ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٢ - نه ارزش دعوت به حق را درك مى كنيد و نه قلبى را كه براى شما مى تپد تشخيص مى دهيد
٨ ، ٩ - ما عزّت دعوة من دعاكم و لا استراح قلب من قاساكم ( دعوت و تحريك كسى كه شما را [ بسوى حق و دفاع از آن ] مى خواند ارزشى ندارد و آن كس كه در جريان شكنجهء شما قرار بگيرد هرگز دل راحتى نخواهد داشت ) نه ارزش دعوت به حق را درك مى كنيد و نه قلبى را كه براى شما مى تپد تشخيص مى دهيد .
آن چنان در توهمات و هواهاى بىپايهء خود فرو رفتهايد و آن چنان خودخواهى - هايتان رنگ حق را مات كرده است كه نه حق را مى شناسيد و نه معناى دعوت حق را مى فهميد و نه دعوت كننده را بجاى مى آوريد . بدتر از اين نابخردىهاى بنيان كن ، حماقتهاى تبهكارانهء شما است كه نالهها و فريادهايم را نمى شنويد .
اضطراب و تشويش قلبم را كه براى سعادت دنيا و آخرت شما مى تپد ، در نمى يابيد .
شما با خود چنين مى گوئيد كه : على بن ابي طالب چه مى گويد و از ما چه مى خواهد ما را بكجا مى كشاند ، عاقبت كار ما چه خواهد بود آيا در اين دنيا كسى را روشنتر از على ( ع ) و گفتارى را صريحتر از گفتار او سراغ داريد من كه نه خودم را از شما پنهان ميكنم و نه گفتارم مانند سياستمداران عوام چند پهلو و ابهامانگيز است . گفتار من عبارتست از دعوت شما براى دفاع از حق ، آيا در هدفگيرى من از دعوت ترديدى داريد صريحاً بشما مى گويم : هدف من از دعوت شما براى دفاع از حق ، نابود كردن موانع « حيات معقول » شما است كه پيامبر اكرم دعوت بسوى آن نموده است . هدف من از دعوت ، ريشه كن كردن عوامل تباهى حيات است كه امروز معاويهء ضد بشر در رأس آنها قرار گرفته است .
دعوت من براى مبارزهء بىامان با ماكياولىگريهاى طاغوت شام است كه اگر امروز به دعوت من گوش ندهيد ، فردا شما را به روز سياه نشانده