ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٤ - قرآن گرايش به خدا را به انگيزگى ترس و اضطراب توبيخ ميكند
٣ - ( وَلَوْ رَحِمْناهُمْ وَكَشَفْنا ما بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ) [١] ( و اگر ما به آنان رحم كنيم و ضررى را كه به آنان رسيده است مرتفع بسازيم ، در طغيانگرى كورانه و گمراهانهء خود لجاجت مى ورزند ) ٤ - ( وَإِذا مَسَّ الإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّه مُنِيباً إِلَيْه ثُمَّ إِذا خَوَّلَه نِعْمَةً مِنْه نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْه مِنْ قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّه أَنْداداً لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِه قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ ) [٢] ( و هنگامى كه براى مردم ضررى رسيد ، پروردگارشان را در حالى كه به او بازگشت نمودهاند ، مى خوانند ، سپس هنگامى كه نعمتى از خود به آنان بخشيد ، آنچه را كه پيش از حالت خوشى بسوى آن مى خواند ، فراموش ميكند و براى خدا مثلها قرار مى دهد تا مردم را از راه خدا گمراه كند . بگو به اين انسان ، از اين كفر و كفران كه مى ورزى ، اندكى برخوردار باش ، تو از دوزخيانى ) با دقت در سرتاسر قرآن ، حتى يك آيه هم پيدا نمى شود ، كه ترس و اضطرار و نكبت را دليل وجود خدا و واقعيت دين مطرح نمايد . اگر چه مقدارى از ترس و ناتوانىها را به نظم عالم هستى كه جلوه گاه مشيت او است ، نسبت مى دهد ، چنانكه ساير شئون و پديدههاى حيات را هم با نظر به نظام هستى بخود نسبت مى دهد . بنا بر اين ملاحظات ، روشن مى شود كه پناهندگى و گرايش انسان در موقع ترس و اضطراب و ناتوانى به خدا ، يكى از فوايد دين است و چه فايدهء بزرگى ، و چه عامل مهمى براى بخود آمدن و بيرون آمدن از لجن ناآگاهىها و بىبند و بارىها . درست است كه عامل منحصر گرايش به خدا و عالم فوق طبيعت براى برخى از مردم ، فقط ترس و تيره روزى و اضطرار است ، ولى در برابر اين گروه ، عده اى فراوانتر از آنان وجود دارند كه جمال و جلال
[١] المؤمنون آيه ٧٥
[٢] الزمر آيهء ٨