ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٠ - تكامل يا نابود شدن قدرتها كه مايهء حيات انسانها است بدست يكديگر
مشروع و بكار بردن آن روا نمى دارد ، و بدانجهت كه او هرگز شخصيت خود را بازيچهء قدرت ناآگاه نمى كند ، لذا در برابر رويدادهاى ناگهانى و عرض اندام دشمنان قويتر ، كمترين نگرانى و دلهره از احساس امكان شكست ظاهرى نخواهد داشت ، زيرا او بخوبى ميداند كه مهم نيست كه او چه قدرتى دارد و كاربرد اين قدرت چيست مهم آن است كه او قدرت را وسيله اى براى نظم « حيات معقول » انسانها و بهره بردارى از طبيعت در راه وصول به آن حيات تلقى نموده و از روى آگاهى و اختيار مرتكب خطا نشود . او بخوبى ميداند كه نه طرز تفكرات او مى تواند سيستم رويدادهاى طبيعى و انسانى را ببندد و نه قدرتى كه در اختيار دارد ، آن چنان مطلق است كه از تزلزل و فنا در امان بماند .
كسانى كه شخصيت خود را در نبرد با تمايلات و خودخواهىها پيروز ساختهاند ، نه تنها قدرت را تعيين كنندهء سرنوشت خويش و ديگر انسانها تلقى نمى كنند ، بلكه هر امتيازى كه بدست مياورند ، آنرا مانند آب رودخانه اى مى دانند كه موجوديت آنان مجرائى براى آن آب است كه در آن جريان پيدا ميكند و به مزارع حيات انسانها مى رسد و آنها را سيراب مى نمايد .
٦ - در آن هنگام كه قدرت آن انسانى كه مالك شخصيت خويش است ، سير نزولى پيش مى گيرد و رو به زوال مى رود ، احساس بىنيازى روح از آن قدرت رو به زوال از يك طرف و اطمينان به برداشت محصول مفيد در روزگار قدرت از طرف ديگر ، نه تنها كمترين ناگوارى براى او بوجود نمى آورد ، بلكه حالت لذت بار كسى را در خود مى بيند كه با تحمل مشقت و رنج ، تكليف خود را انجام داده و تعهد خود را ايفاء نموده است .
تكامل يا نابود شدن قدرتها كه مايهء حيات انسانها است بدست يكديگر بيائيد شوخىها را كنار بگذاريم و اصطلاحات جالب فلسفهء سياسى را براى مدتى بايگانى كنيم و يك عزاى جهانى براى همهء جوامع بشرى اعلان