ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٧ - قدرت در اختيار كسانى كه شخصيت انسانى خود را در نبرد با خودخواهى از دست داده اند
بسيار باريك باز كرده و او را به موقعيت فعليش رسانيدهاند ، مورد توجه قرار نمى گيرند ، همچنين مثبتهاى غير اختيارى و نامعلوم ، مانند اين كه معشوقه اش لباس زيباى نظامى را دوست دارد و براى جلب نظر او وارد دانشكده نظام مى شود و تحت تعليم و تربيت يك استاد نظامى ماهر كه بهيچ وجه در اختيارش نيست مراتب نظاميگرى را سپرى ميكند ، آن گاه براى بدست گرفتن مراحلى از قدرت ، خوابها مى بيند و در رؤياها غوطه ور مى گردد و بدون آنكه شايستگى واقعى براى مديريت داشته باشد ، همرديفهايش در يك جنگ كشته مى شوند ، يا بازنشست و يا اخراج مى گردند و براى رسيدن او به قدرت راه باز مى شود .
١١ - از آن موقع كه تاريخ رسمى بشرى مطرح شده و احساس همنوعى كه احساس همدردى را به دنبال مى آورد . بروز كرده است و از آن موقع كه حد اقل هشياران بشريت متوجه شدهاند كه آفرينندهء هستى ، محبت به مخلوقات خود دارد ، در هر جامعه اى در هر دورانى دريائى از اشك سوزناك براى شكمهاى گرسنه و بدنهاى برهنه ، ريخته شده است . اگر دوشادوش جريان سيل اين اشكهاى مقدس ، قطراتى هم در راه دلسوزى به نابودى قدرتمندان قدرتپرست كه بوسيلهء همان قدرت از انسانيت محروم گشته و دست به خودكشى با سلاح « من قهرمانم » زدهاند ، ريخته مى شد ، قرنها پيش از اكتشاف باروت و سموم شيميائى و اتم هيدرژن ، حساب انسانهاى با قدرت تصفيه مى گشت و پرستشى بنام قدرتپرستى در قاموس بشرى پيدا نمى شد و بنى نوع انسانى مى توانست با تحمل وجود ديگران ، زندگى كند . اگر همزمان با ريختن دريائى از اشكهاى سوزان براى شكمهاى گرسنه و بدنهاى برهنه و بىمسكن ، قطراتى هم بر ارواح تشنه و گرسنهء معرفت و نور ريخته مى شد ، بدون ترديد قدرتپرستان براى سيراب كردن تشنگى روحشان بدنبال مايع قرمز رنگى بنام خون نمى رفتند و براى اشباع گرسنگى روحشان دنبال گوشت و استخوان همنوع خود نمى رفتند و براى روشن ساختن تاريكىهاى درونشان بجاى نور معرفت ،