ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٤ - قدرت در اختيار كسانى كه شخصيت انسانى خود را در نبرد با خودخواهى از دست داده اند
از دست مى دهند . آزادى و اختيار است ، زيرا قدرت آن عامل تحرك است كه با وعدهء دروغين آزادى مطلق ، همهء عناصر شخصيت قدرتمند را در طبيعت ناآگاه و بىهدفش مى فشارد و همهء دگرگونىهايى را كه در جريان موقعيتهاى وى بوجود مى آورد ، چيزى جز انتقال از يك موقعيت جبرى به موقعيت جبرى ديگر نمى باشند .
٣ - ناتوانترين جانوران روى زمين قدرت پرستانند كه براى اثبات موجوديت خود ، راهى جز منتقى ساختن موجوديت ديگران نمى شناسند .
٤ - اگر قدرتمند قدرتپرست كسى را براى اشباع حس قدرتپرستى خود پيدا نكند ، خواهد كوشيد كه كسانى را بسازد كه در برابر او سر تسليم فرود بياورند و تأسف و زجرى كه از نبودن موردى براى اجراى قدرت گريبان او را مى فشارد ، تلختر از يأس و تلاش آن ناتوان است كه حيات خود را در چنگال قدرتمند رو بزوال مى بيند . قوانين اخلاقى و حقوقى و ديگر مقررات ضد تزاحم براى تعديل و خاموش ساختن جوش و خروش قدرتمندان ، آن اندازه مؤثر است كه چند عدد سنگ و كلوخ ناچيز براى خفه كردن كوه آتشفشان .
٥ - روياروى قرار گرفتن دو عقل يا دو وجدان با يكديگر روشنائىها بوجود مى آورد و آدميان را بر استعدادهاى نهفته در نهادشان آگاه مى سازد و آنان را به مسير « حيات معقول » رهنمون مى شود . در صورتى كه روياروئى بردگان قدرت مهار نشده بر تاريكىها مى افزايد و استعدادهاى مثبت را خنثى و نيروهاى ويرانگر را بيدار نموده و به كار مى اندازد .
٦ - يكى از نارسائيهاى عقول قدرتمندان اينست كه منطقى براى خود مى سازند كه رويدادهاى غير قابل پيشبينى را بهيچ وجه به حساب نمى آورند . اينان پس از فرود آمدن رويدادهاى محاسبه نشده يا غير قابل پيشبينى بر موجوديتشان اگر فرصتى پيدا كنند ، فقط به اشك سوزان قناعت ميكنند يا در لابلاى پردههاى ضخيم از تاريكىها فروميروند ، برويد صفحات تاريخ بشرى را ورق بزنيد ،