تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢ - بحث و انديشه و گفت گو در ذات خداوندى جز دورى از او و گم راهى نتيجهء ديگرى در بر ندارد
راهى كه براى خدا يابى وجود دارد خيلى روشنتر از آن است كه براى اثبات وجود وتفصيلات آن راه محتاج به بحث وگفت گو وانديشه هاى پيچ در پيچ باشيم .
يك اشتباه بزرگ در اين مسئله رخ داده است كه موجب كلافه شدن انديشه ها گشته است كه اكثر مردم حتى متاسفانه عدهء فراوانى از متفكرين نيز چنين گمان كردهاند كه دلايلى كه براى اثبات وجود خدا گفته مى شود ، همان دلايل مى تواند راه خدا يابى را نشان بدهد .
مثلًا وقتى كه از قانون ونظم در هستى خدا اثبات شد ، گمان مى رود كه همان نظم وقانون مى تواند خدا را در مغز ما بنماياند در صورتى كه همهء دلايلى كه براى اثبات وجود خدا گفته مى شود ، تنها نتيجهاى را كه در بر دارد اين است كه وجود يك موجود برتر را اثبات مى كند ، اما اين كه من آن موجود برتر را چگونه مى توانم در درونم احساس كنم ؟ از هيچ يك از آن دلايل بر نمى آيد .
آيا روشنتر از اين راه براى دريافت يك موجود سراغ داريد كه در هر موقعيتى كه قرار بگيريد ، مى توانيد حقيقتى ما فوق آن چه را كه در مجموع جهان هستى مى بينيد ولو به طور اجمال دريابيد .
اين حقيقت ما فوق ، بالاتر از چشم انداز حواس ومشاعر وتعقل شما است . همهء ما اين حقيقت را مى دانيم كه هيچ يك از موجودات وپديده هاى جهان هستى شما را آن اندازه در مقابل خود متوقف وخشك نمى سازد كه ما فوق آن را دريافت نكنيد .
حالا كه شما در درون خود آيينهاى ما فوق حواس ومشاعر ذهنى داريد كه هيچ تجسمى نمى تواند آن را پر كند واو با اشتياق عجيبى مى خواهد حقيقتى را به شما بنماياند ، اين آيينه خدا را براى شما قابل دريافت مى سازد ، خواه اسمش را يكى از فعاليتهاى مغزى بناميد يا فعاليت قلبى ووجدانى .