تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٣٢ - حكايت در تقرير اين سخن كه چندين گاه گفت و گو را آزموديم مدتى صبر و خاموشى را بيازماييم
حكايت در تقرير اين سخن كه چندين گاه گفت وگو را آزموديم مدتى صبر وخاموشى را بيازماييم
((٢١٤٨)) چند گاهى بىلب وبىگوش شو وانگهى چون لب حريف نوش شو چند گاهى بىلب وبىكام شو وانگهان چون لب حريف جام شو
((٢١٤٩)) چند گفتى نظم ونثر وراز فاش خواجه يك روز امتحان را گوش باش
((٢١٥٠)) چند پختى تلخ وشور وتيز وگبز هم يكى باز امتحان شيرين بپز چند خوردى چرب وشيرين از طعام امتحان كن چند روزى از صيام چند شبها خواب را گشتى اسير يك شبى بيدار شو دولت بگير روزها بردى به سر در هزل وجد روزكى رو جهد را شو مستعد
((٢١٥١)) آن يكى را در قيامت زانتباه در كف آيد نامهء عصيان سياه
((٢١٥٢)) سر سيه چون نامه هاى تعزيه پر معاصى متن آن با حاشيه
((٢١٥٣)) جمله فسق ومعصيت آن يك سرى همچو دار الحرب پر از كافرى
((٢١٥٤)) آن چنان نامه پليد وپر وبال از يمين نايد در آيد در شمال
((٢١٥٥)) خود همين جا نامهء خود را ببين دست چپ را شايد آن يا در يمين
((٢١٥٦)) موزهء چپ كفش چپ هم در دكان آنِ چپ دانيش پيش از امتحان
((٢١٥٧)) چون نباشى راست مى دان كه چپى هست پيدا نعرهء شير وكپى
((٢١٥٨)) آن كه گل را شاهد وخوش بو كند هر چپى را راست فضل او كند
((٢١٥٩)) هر شمالى را يمينى او دهد بحر را ماء معينى او دهد
((٢١٦٠)) گر چپى با حضرت او راست باش تا ببينى دستبرد لطفهاش
((٢١٦١)) تو روا دارى كه آن نامهء مهين بگذرد از چپ درآيد در يمين
((٢١٦٢)) اين چنين نامه كه پر ظلم وجفاست كى بود خود در خور آن دست راست