تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٥ - تفسير ابيات
دست گرفتهاند ، موضوع جنگ را تدريجا قيافهء يك پديده ى طبيعى بخشيده ومطالعه وبررسى روى جنگ را مانند مطالعه يك مهندس در بارهء نقشهء ساختمان مجللى تلقى مى كنند ، نه از آن جهت كه اگر رويداد غير انسانى جنگ بر خلاف منطق ووجدان به وجود بيايد ، چه بايد كرد ، بلكه نقشه ساختمان زندگى ، عنصرى به نام جنگ دارد چنانكه عنصرى هم به نام آب خوردن دارد تفسير ابيات خلاصه ، كافر با هفت شكم مى خورد وداراى شكم فربه ودين ودل لاغر است .
اين داستان را بشنو كه چند نفر از كفار مهمان پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله شدند ودر شامگاه به مسجد آمده وچنين گفتند :
اى مهماندار سكان افق اعلا ، ما بىنواييم واز راه دور رسيدهايم ، از فضل ونورانيت خود بر ما بيفشان وما را به مهمانى بپذير پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله رو به ياران كرده فرمود : اى ياران من ، شما كه مانند خوى من بلكه وجود شما پر از مهر وداد من است ، اين افراد را قسمت كنيد . اين كه گفتم ياران پيامبر ، از وجود ومهر پيامبر پر بودند ، از آن اصل سر چشمه مى گيرد كه تمام افراد يك لشكر از روحيه ى فرمانده عالى مقامشان مالامال مى گردند ودر حقيقت آنان با پيكار وشمشير زنى خود گوياى خشم پادشاهند وگر نه انسان بر برادران خود خشمى ندارد . وتو گرز ده منى را بر سر برادرت فرود مى آورى بىآنكه به تو بدى كرده باشد عمل تو انعكاس خشم پادشاه توست . بلى :
((٧١)) شه يكى جان است ولشكر پر از او روح چون آب است واين اجسام جو
((٧٢)) آب روح شاه اگر شيرين بود جمله جوها پر ز آب خوش شود
چنانكه پيامبر فرمود ، الناس على دين ملوكهم . خلاصه ، هر يكى از ياران پيامبر يك نفر از آن كفار را به مهمانى برد ، در ميان آن مهمانان فردى بود بسيار فربه