فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٣٠٧ - الف
يكى حرف و ديگرى اسم و آن اسميه بر دو وجه است يكى ضمير متكلم بجاى «انا» در لهجه و قولى كه گويد «ان فعلت» بجاى «انا فعلت» و ديگر ضمير مخاطب است بنا بر قولى در «انت انتما و انتم» كه تا حرف خطاب باشد. و ان حرفى بر چهار وجه است ١- ان مصدريه كه ناصب فعل مضارع است مانند أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ كه ما بعد خود را بتأويل مصدر برد تا فاعل باشد يا جز آن ٢- ان مخففه از مثقله كه بعد از افعال يقين واقع شود مانند «أَ فَلا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا» و «عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى» ٣- ان مفسره كه بمنزله «اى» است مانند «فَأَوْحَيْنا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ» ٤- ان زائده كه در چهار مورد بكار برده ميشود ١- بعد از لما توقيتيه مانند «وَ لَمَّا أَنْ جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ» ٢- بعد از لو و فعل قسم مانند «فاقسم لو ان التقينا» «اما و اللّه ان لو كنت حرا» ٣- بين كاف و مجرور آن مانند «كان ظبية» ٤- بعد اذا مانند «فامهله حتى اذا كان» (از مغنى ص ١٢).
انْ
- ان بكسر همزه و تخفيف نون در زبان عرب بر چهار وجه است ١- ان شرطية مانند «إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ» و «إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها» ٢- ان نافيه مانند «إِنِ الْكافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ» و «إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي» ٣- ان مخففه از مثقله كه بر جمله اسميه و فعليه داخل ميشود مانند «وَ إِنَّ كُلًّا لَمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ» و «إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا» ٤- ان زائده مانند «ما ان اتيت بشىء انت تكرهه» و اغلب بعد از ما نافيه زائده واقع ميشود.
(از مغنى ص ١٠)
انَ
- ان بفتح همزه و تشديد نون در زبان عرب بر دو وجه است ١- حرف تأكيد كه از حروف مشبهة بالفعل است و نصب باسم و رفع به خبر دهد مانند «ان زيدا قائم» ٢- لغتى است در لعل مانند «ائت السوق انّك تشترى لنا شيئا» و «ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ» (از مغنى ص ١٩).
انّ
- ان بكسر همزه و تشديد نون در زبان عرب بر دو وجه است ١- حرف تأكيد و يكى از حروف مشبهة بالفعل است مانند ان مشدده و نصب باسم و رفع به خبر دهد ٢- حرف جواب بمعنى نعم مانند «لعن اللّه ناقة حملتنى اليك ان و راكبها» و معانى ديگر رجوع شود به (مغنى ص ١٨).
انَا بلا انَا و نَحْنُ بلا نَحْنُ
- (اصطلاح عرفانى) مقصود از اين عبارت تخليه عبد است از افعال خود و فناء ذاتى است يعنى متجلى گشتم از ديدن خود و كون در محو انانيت افتادند و از انانيت حق خبر دادند (شطحيات ص ٦١٥)
انَا انْتَ وَ انْتَ انَا
- (اصطلاح عرفانى) معناى اين عبارت فناء عاشق است در معشوق بطورى كه غير معشوق نه بيند حتى نفس خود را (لمع ص ٣٦٠).
خواجه گويد اين حرف اشارت جمع است نه مناسب هر سمع است، اسماع ظاهر طاقت اين استماع ندارند و ابصار