فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٢٥ - الف
شك كند- در اين صورت اصل استصحاب جارى شده و گفته ميشود: اصل بقاء آن حالت است.
و اگر حالت سابقه وجود نداشته باشد و يا اينكه وجود داشته لكن ملحوظ نگردد در اين صورت اصل برائت يا اشتغال يا تخيير جارى ميشود.
پس مجراى قاعده استصحاب شك طارى بر يقين سابق و مجراى اصل برائت و اشتغال و تخيير شك ابتدائى است.
شك ابتدائى گاهى در حكم حاصل ميشود و زمانى در موضوع.
اگر در حكم پديد آيد در اين صورت شبهه حاصله را شبهه حكميه گويند و اگر در موضوع پديد آيد در اين صورت شبهه را شبهه موضوعيه خوانند.
مثلا شك در اينكه حكم مترتب بر فقاع حرمت است يا اباحه؟ شبهه حكميه است ولى شك در اينكه مايع موجود در اناء حاضر فقاع است يا ماء مطلق؟ شبهه موضوعيه ميباشد.
شبهه حكميه يا از فقدان نص ناشى ميگردد يا از اجمال نص و يا از تعارض نصين.
مثلا شك در حرمت فقاع يا از اين جهت حاصل ميشود كه نص معتبرى كه دلالت بر حرمت آن بنمايد وارد نشده و يا نصى كه وارد شده مجمل و قابل توجيه بوجوه متعدده است و يا اينكه دو يا چندين نص متعارض وارد شده كه يكى از آنها مثلا دال بر حرمت و ديگرى دال بر كراهت و سومى دال بر اباحه ميباشد. ولى شبهه موضوعيه فقط از اشتباه حواس ظاهريه و باطنيه بوجود مىآيد مثلا شك در اينكه مايع حاضر فقاع است.
يا مايع ديگر؟ از خطاى باصره و يا شك در اينكه فريضه فوت شده فريضه عصر است يا ظهر؟ از اشتباه حافظه حاصل مىشود.
در شبهه حكميّه حاصله از شك ابتدائى سه حالت تصور ميشود:
١- شك بين حرمت و غير وجوب ٢- شك بين وجوب و غير حرمت ٣- شك بين وجوب و حرمت الف- اگر يك طرف شك حكم تحريمى و طرف ديگر آن حكم غير وجوبى باشد يعنى معلوم نشود كه حكم مسأله مبتلى بها حرمت است يا كراهت- حرمت است يا اباحه- حرمت است يا استحباب، در اين صورت بنا بر عقيده اصوليين اصل برائت جارى شده و بعدم حرمت بنا گذارده ميشود ولى بنا بعقيده اخباريين عمل باحتياط شده و از ارتكاب آن اجتناب ميشود.
ب- اگر يك طرف شك حكم ايجابى و طرف ديگر آن حكم غير تحريمى (اعم از كراهت- اباحه- استحباب) باشد در اين صورت اجماعا يعنى هم بعقيده اصوليين و هم بعقيده جمهور اخباريون اصل برائت جارى شده و بعدم وجوب حكم ميشود.
ج- اگر يك طرف شك حكم ايجابى و طرف ديگر آن حكم تحريمى باشد در اين صورت اگر منشأ آن فقدان نص و يا اجمال نص باشد باز بعقيده هر دو فريق