فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٩١٢ - ١٦٠٧ ١٦١٠ ١٥٧٤ ١٥٧٨ ١٦٠٥ ١٥٨٨ ١٥٧٨ ١٦٠٢      
داراى معناى خاصى است، مثل: هيئت «ضارب».
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ١، ص ٢٦٣.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص (٨٥-٨٤).
هيئات افرادى
شكل خاص حاصل از نحوه چينش حروف و حركات در كلمات مفرد
هيئت افرادى، مقابل هيئت تركيبى بوده و به معناى هيئت كلماتى است كه اجزاى جمله را تشكيل داده و بر نسبت تام دلالت نمى كند; بنابراين، هر هيئتى كه در مقابل هيئت مركب تام يا ناقص باشد، هيئت افرادى است كه هيئاتى هم چون هيئت مصدر، فعل، اسم فاعل و اسم مفعول را شامل مى شود.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ١، ص ٣٠٥.
هيئات تركيبى
شكل خاص حاصل از نحوه چينش چند كلمه با افاده معنايى خاص غير از معناى مفردات
هيئات تركيبى، شكل و ساختارى است كه با كنار هم قرار گرفتن دو يا چند كلمه با اسلوب خاصى به وجود مى آيد و معنايى خاص غير از معناى مفردات را افاده مى نمايد.
هيئات تركيبى بر دو قسم است: ناقص و تام.
هيئات تركيبى تام، اسناد و نسبت حكميه اى دارد كه موجب مى شود سكوت متكلم بر آنها صحيح باشد، مانند جمله «زيد قائم» كه هيئت تركيبى تام دارد و با كنار هم قرار گرفتن مبتدا و خبر و وجود نسبت حكميه، معنايى را پديد مى آورد، و آن ثبوت حدث (قيام) بر ذات (زيد) است.
هيئات تركيبى ناقص، نسبت ناقص دارند; اما در آن ها نسبت حكمى وجود ندارد و لذا سكوت بر آن ها صحيح نيست، مانند «زيد العالم».
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ١، ص ٢٦٣.
هيئات جمل
ر.ك:هيئات تركيبى
هيئت افعال
شكل خاص در افعال، حاصل از شكل چينش حروف وحركات اعرابى
هيئت افعال، به معناى تركيب و شكل خاص افعال است كه از كنار هم قرار گرفتن حروف (چه حروف اصلى و چه زايد) و حركات اعرابى به وجود مى آيد.
توضيح:
فعل، از ماده و هيئت تشكيل شده است. ماده داراى معناى اسمى و هيئت داراى معناى حرفى مى باشد. وضع ماده، شخصى، ولى وضع هيئت، نوعى است.
هيئت فعل بر ارتباط بين حدث (مدلول ماده) و فاعل دلالت مى نمايد، چه اين ارتباط صدورى باشد مثل: «ضَرَب زيد» كه «ضرب» از «زيد» صادر شده است و چه حلولى، مثل: «عَلِم زيد» كه «علم» در «زيد» حلول نموده است.
بنابراين، هيئت بر ارتباط و نسبت دلالت مى كند.
برخى مانند «شهيد صدر» اين نسبت را نسبت ناقصه مى دانند[١]
نكته اول:
برخى از متأخران اعتقاد دارند هيئت فعل بر نسبت و ارتباط دلالت مى نمايد، اما براى مفهوم ارتباط بين حدث و فاعل وضع نشده است بلكه از ارتباط خارجى ميان حدث و فاعل حكايت مى كند[٢]
نكته دوم:
در حروف، اين گونه نيست كه ماده آن يك وضع، و هيئت آن وضع جدا گانه اى داشته باشد; به خلاف افعال كه ماده، يك وضع مستقل، و هيئت وضع ديگرى دارد، اما در عين حال، ماده و هيئت در افعال به منزله دو لفظ نمى باشد; از اين رو معناى فعل به صورت يك شىء واحد به ذهن انسان مى آيد و به صورت يك معناى واحد تصور مى شود، اگر چه در تحليل ذهنى دو معنا مى باشد[٣]
[١]صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ١، ص ٣٠٧
٣ و ٢. فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٢، ص ٥٥١ و ٥٥٤.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص ٨٤.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ١، ص ٣٠٦.
نائينى، محمد حسين، فوائد الاصول، ج ١، ص ٥٣ و ١٠٠.
هيئت امر
ر.ك:صيغه امر
هيئت مركبات
ر.ك:هيئات تركيبى
هيئت مشتق
شكل خاص هر مشتق، ناشى از چگونگى تركيب حروف و حركات
قالب و ساختار خاص مشتق اصولى كه ناشى از چگونگى تركيب ميان حروف اصلى و زائد و حركات آنها بوده و داراى معناى خاصى است، هيئت مشتق نام دارد كه جداى از معناى ماده مشتق مى باشد; براى مثال، هيئت» ضارب» كه مشتق صرفى از ماده «ض، ر، ب» مى باشد و دلالت بر معناى «زدن» مى نمايد، همان وزن «فاعل» است كه بر مواد مختلف قابل انطباق بوده (وضع نوعى دارد) و معناى آن، صدور فعل از فاعل مى باشد.