فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ١٨٠ - ١٥٧٥ ١٥٨٧ ١٥٧٨ ١٥٨٩ ١٥٨١ ١٥٧٥ ١٥٧٦ ١٦٠٥ ١٦٠٨ ١٥٩٠ ١٦٠٨ ١٥٩٣ ١٦٠٩      
استصحاب مفهوم مردد
ر.ك: استصحاب در شبهه مفهومى
استصحاب مقلوب
ر.ك: استصحاب قهقرى
استصحاب منجِّز
استصحاب مفيدِ تنجّز تكليف بر مكلَّف
استحصاب منجز، استصحابى است كه نتيجه اجراى آن، تنجز و قطعى شدن تكليف مشكوك بر مكلف مى باشد.
اصل منجز اصلى است كه اجراى آن سبب تنجز و قطعى شدن تكليف بر مكلف مى گردد; يعنى تكليف به صورت قطعى متوجه او شده و براى او فعليت مى يابد، به گونه اى كه ديگر عذرى براى ترك آن ندارد; به بيان ديگر، انجام آن باعث ثواب و ترك آن باعث عقاب مى گردد; براى مثال، كسى كه نمى داند براى نماز وضو گرفته است يا نه، با استصحاب عدم وضو، گرفتن وضو بر او منجز مى گردد.
ايروانى، باقر، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى، ج ٣، ص ٢٠٧.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ٣٦١.
استصحاب منعكس
استصحاب شىء متيقّن در آينده و مشكوك در زمان حال
استصحاب منعكس در جايى است كه متعلق يقين در آينده و متعلق شك در حال باشد; براى مثال، شخصى يقين دارد كه چند ساعت ديگر، روز خواهد بود، ولى شك دارد آيا الآن روز حادث شده يا نه، در اين صورت اگر استصحاب شود كه الآن روز است، استصحاب منعكس انجام گرفته است.
استصحاب منعكس حجت نيست، زيرا اخبار «لا تنقض» شامل آن نمى شود.
نكته:
فرق استصحاب مصطلح، قهقرايى و منعكس در اين است كه در استصحاب مصطلح، متعلق يقين، سابق و متعلق شك، لاحق است; در استصحاب قهقرى، متعلق شك، سابق و متعلق يقين، لاحق است و در استصحاب منعكس، متعلق يقين، آينده و متعلق شك، حال است.
خمينى، مصطفى، تحريرات فى الاصول، ج ٣، ص ٨٤٠.
استصحاب موضوع بسيط
استصحاب شىء واحدِ بسيط
استصحاب موضوع بسيط، از اقسام استصحاب موضوعى است و به استصحابى گفته مى شود كه مستصحب آن امرى واحد و بسيط (بدون جزء) مى باشد، مانند: استصحاب عدالت زيد.
در كتاب «دروس فى علم الاصول» آمده است:
«اذا كان الموضوع للحكم الشرعى بسيطا و تمت فيه اركان الاستصحاب جرى استصحابه بلا اشكال»[١]
اعتبار استصحاب موضوع بسيط، درصورتى كه اركان استصحاب وجود داشته باشد، مورد اتفاق اصولى ها است.
[١]صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ٥٢٣
ايروانى، باقر، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى، ج ٤، ص ٢٤٥.
استصحاب موضوع مركب
استصحاب شىء داراى دو يا چند جزء
استصحاب موضوع مركب، از اقسام استصحاب موضوعى است و به استصحابى گفته مى شود كه مستصحب آن موضوعى مركب از دو جزء يا بيشتر مى باشد، مانند: حكم به تنجس آب به سبب ملاقات با نجاست; بنابراين، موضوع حكم تنجس آب، آبى است كه داراى دو شرط ملاقات با نجاست و كُر نبودن، مى باشد.
در اعتبار اين استصحاب بين اصوليون اختلاف است.
نيز ر.ك: استصحاب جزء مركب.
ايروانى، باقر، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى، ج ٤، ص ٢٤٥.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ٥٢٣.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٥، ص ١٤٧.
آشتيانى، محمد حسن بن جعفر، بحرالفوائد، جزء٣، ص (١٨٠-١٧٧).
استصحاب موضوعى
حكم به بقاى موضوعِ حكم شرعى
استصحاب موضوعى، مقابل استصحاب حكمى است و به استصحابى گفته مى شود كه مستصحب آن، موضوعى خارجى است، مانند: استصحاب حيات زيد، عدالت بكر، رطوبت لباس و كر بودن آب حوض.
در اين گونه موارد، به نظر مشهور متأخرين، اگر مستصحب، اثر شرعى مستقيم داشته باشد، استصحاب جارى است; ولى بنابر نظر مشهور قدما، فرقى ميان آثار و لوازم شرعى و غير شرعى، و با واسطه يا بدون واسطه نيست، بلكه كليه لوازم بر اين مستصحب مترتب مى گردد.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص (١٤٣-١٤٢).
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٦، ص ١٢٧.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٤٤٥.
ايروانى، باقر، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى، ج ٤، ص ٨٨.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٥، ص ٢٥٢.
طباطبايى قمى، تقى، آراؤنا فى اصول الفقه، ج ٣، ص ٢٦.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ٣٤.
خمينى، روح الله، الرسائل، ج ١، ص ٢٢٤.