فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٨٨٧ - ١٦٠٨ ١٥٨١ ١٥٨٣ ١٥٧٨ ١٦٠٥ ١٥٧٨ ١٥٩٣ ١٦٠٤ ١٦٠٢ ١٦١٠ ١٦٠٢ ١٦١٠ ١٦٠٦ ١٦٠٨ ١٥٨٨ ١٦٠٣      
وحدت جز
واحد بودنِ جزا در جمله شرطيه
وحدت جزا، مقابل تعدد جزا بوده و به اين معنا است كه جزا در جمله شرطيه واحد مى باشد، مثل: «اذا خفى الجدران فقصِّر; به هنگام سفر اگر ديوارهاى شهر از نظر پنهان شد، نمازت را شكسته بخوان».
بحث مفهوم شرط معمولاً در جايى مطرح مى شود كه جزا و شرط هر دو واحد باشند، هر چند در صورتى كه شرط متعدد و جزا واحد باشد نيز از مفهوم شرط بحث مى شود.
نيز ر.ك: جزاى قابل تكرار; جزاى غير قابل تكرار.
سبزوارى، عبدالاعلى، تهذيب الاصول، ج ١، ص ١١٠.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ١، ص ٢٤٠.
عراقى، ضياء الدين، نهاية الافكار، ج ١، ص ٤٩٠.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص (١٢١-١١٨).
وحدت خارجى متعلق يقين و شك
يكى بودن متعلق يقين و شك در خارج; از شرايط جريان استصحاب
وحدت خارجى متعلق يقين و شك، به اين معنا است كه در استصحاب، متعلق يقين و شك متيقن و مشكوك وجود خارجى واحد داشته باشد. برخى از اصوليون، وحدت خارجى متيقن و مشكوك را شرط استصحاب دانسته اند.
در كتاب «نهاية الافكار» آمده است:
«... و المراد بالوحدة انما هو وحدتهما وجودا خارجيا كى يصدق تعلق الشك بما تعلق به اليقين السابق و... لا مجرد وحدتهما بحسب الذات والحقيقة ولو مع تعددهما فى الخارج وجودا...»[١]
[١]عراقى، ضياء الدين، نهاية الافكار، ج ٣، جزء ١، ص ٩
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٩١.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٥، ص ٢١.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٤٣٦.
وحدت راه دو مسئله
ر.ك: قاعده اتحاد طريق
وحدت زمان شك و يقين
ر.ك: اجتماع يقين و شك
وحدت شرط
واحد بودن شرط در جمله شرطيه
وحدت شرط، مقابل تعدد شرط بوده و به اين معنا است كه در جمله شرطيه، شرط واحد مى باشد، ما نند: «ان جاء زيد فاكرمه» كه شرط، فقط آمدن زيد است.
بحث مفهوم شرط معمولاً در جايى مطرح مى شود كه در جمله شرطيه شرط واحد باشد، اما در موارد تعدد شرط نيز، از مفهوم شرط بحث به ميان آمده است.
نيز ر.ك: تعدد شرط.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ١، ص ٢٤٠.
شيرازى، محمد، الاصول، ج ٤، ص ١٠٦.
وحدت طريق
ر.ك: قاعده اتحاد طريق
وحدت قضيه متيقنه و مشكوكه
ر.ك: وحدت متعلق يقين و شك
وحدت متعلق امر و نهى
يكى بودن متعلق امر و نهى; از شرايط تحقق اجتماع امر و نهى
يكى از شرايط اجتماع امر و نهى، وحدت متعلق امر و نهى است، كه به معناى وجود عملِ واحدى است كه در يك زمان، هم عنوان مأموربه، و هم عنوان منهى عنه بر آن منطبق است، مانند: نماز در مكان غصبى، كه عمل واحدى است و هم عنوان نماز و هم عنوان غصب بر آن منطبق است.
نيز ر.ك: واحد.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ١٨٣.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ٢، ص (٢٦٠-٢٥٩).
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص (٢٩١-٢٩٠).
وحدت متعلق يقين و شك
يكى بودن متعلق يقين و شك; از اركان استصحاب
وحدت متعلق يقين و شك، از اركان استصحاب بوده و به اين معنا است كه به همان امرى كه يقين تعلق گرفته، شك هم تعلق مى گيرد; براى مثال، روز جمعه، نسبت به عدالت زيد يقين وجود دارد، اما روز شنبه در آن شك مى شود و سپس عدالت وى استصحاب مى گردد.
نكته:
مراد از وحدت متعلق يقين و شك، وحدت در وجود خارجى است، نه صرف وحدت در ماهيت كه با تعدد وجود خارجى سازگار است.
عراقى، ضياء الدين، نهاية الافكار، ج ٣، جزء ١، ص ٩.
روحانى، محمد، منتقى الاصول، ج ٥، ص (٢١٣-٢١١).
ايروانى، باقر، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى، ج ٤، ص (١٢٠-١١٥).
سبحانى تبريزى، جعفر، المحصول فى علم الاصول، ج ٤، ص ٩٢ و ٢٢٠.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ٤، ص ٢٠٨.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٦، ص ١١١.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ٤٨٧.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٥١.
كوثرانى، محمود، الاستصحاب فى الشريعة الاسلامية، ص ٤١.
فضلى، عبد الهادى، مبادى اصول الفقه، ص ١١٧.