فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٨٢٦ - ١٦٠٦ ١٥٨٧ ١٥٧٦ ١٥٧٨ ١٥٩٤ ١٦١٠ ١٥٨٥ ١٥٧٥ ١٦٠٦ ١٥٨٣ ١٦٠٥ ١٥٧٥ ١٥٨٠ ١٦٠٩      
كه همگى داراى نسبت تقييدى است.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ١، ص (٢٨٢-٢٨١).
نسبت تلبّسى
ر.ك: نسبت تحققى
نسبت تنزيلى
ر.ك: نسبت تحليلى
نسبت ثانوى
نسبت ذهنى فاقد مصداق خارجى بى واسطه
نسبت ثانوى، مقابل نسبت اولى بوده و به نسبتى گفته مى شود كه جايگاه اصلى آن ذهن است و وقوع آن در خارج معنا ندارد.
اين گونه نسبت ها در طول معقول ذهنى سابق قرار مى گيرد; يعنى ذهن از ملاحظه معقول سابق و دقت نظر در آن، اين نسبت ها را به دست مى آورد، مانند: نسبت اضرابى، نسبت استثنايى، نسبت تأكيدى و نسبت عاطفى.
براى مثال، نسبت اضرابى در جمله «جاء زيد بل عمرو» مصحح انتزاع عنوان «معدول عنه» از زيد، و عنوان «معدول اليه» از عمرو بوده و جايگاه اصلى آن در ذهن است و فراتر از ذهن، معنايى ديگر براى اضراب نيست.
نكته:
نسبت ثانوى همانند معقولات ثانى در منطق مى باشد كه جايگاه آنها فقط در ذهن است و ذهن آنها را از دقت و امعان نظر در معقولات اولى، به دست مى آورد، مانند: مفهوم نوع و جنس.
نيز ر.ك: نسبت اوّلى.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ١، ص ٢٥٦.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ١٧.
نسبت حقيقى
ر.ك: نسبت واقعى
نسبت خارجى
ارتباط ميان دو چيز در خارج
نسبت خارجى، مقابل نسبت ذهنى بوده و به معناى علاقه و ارتباط ميان دو چيز در عالم خارج است، مانند: رابطه و علاقه ميان آتش و آتش افروز در خارج، و نسبت ميان ضرب و زيد در جمله «زيد ضرب» كه نسبت صدورى خارجى است.
به بيان ديگر، حالت ميان دو چيز و رابطه آنها، صرف نظر از تعقل و وجود ذهنى شان، نسبت خارجى ناميده مى شود.
نكته:
نسبت خارجى از امور اعتبارى است كه در خارج منشأ انتزاع دارد.
تهانوى، محمد اعلى بن على، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ٢، ص ١٣٦٥.
سجادى، جعفر، فرهنگ معارف اسلامى، ج ٤، ص ٤٥٢.
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ١، ص ٥٤.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ١، ص ٢٣٩ و ٢٦٩.
نسبت دفعى
ر.ك: نسبت إرسالى
نسبت ذهنى
ارتباط ميان دو چيز در ذهن
نسبت ذهنى، مقابل نسبت خارجى بوده و به معناى علاقه و ارتباط ميان دو چيز در افق ذهن است; به عبارت ديگر، ارتباط ميان وجود ذهنى يك چيز همانند موضوع و وجود ذهنى چيز ديگر همانند محمول نسبت ذهنى ناميده مى شود، مثل: رابطه وجود ذهنى آتش افروز با وجود ذهنى آتش.
نكته:
نسبت خارجى به اعتبار تعلق و وجودش در ذهن، نسبت ذهنى ناميده مى شود; براى مثال، در جمله «زيد القائم»، ميان زيد و قائم در خارج اتحاد وجودى است، اما در تحليل ذهن بين مفاهيم زيد و قائم نسبت برقرار است.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ١، ص ٢٣٩.
تهانوى، محمد اعلى بن على، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ٢، ص ١٣٦٥.
نسبت زجرى
نسبت حاكى از منع ايجاد فعل در خارج
نسبت زجرى يا امساكى، نوعى نسبت انشايى است كه در نواهى وجود دارد و «موضوع له» صيغه نهى بوده و بر منع ايجاد نسبت بين فاعل و حدث در خارج دلالت مى نمايد; براى مثال، در جمله «لا تذهب»، متكلم از مخاطب مى خواهد ذهاب از او سر نزند و او را از رفتن منع مى نمايد; يعنى مى تواند نسبتى بين ذهاب (حدث) و مخاطب (فاعل) باشد كه متكلم از آن نهى مى كند و با نهى، مانع از ايجاد اين نسبت در خارج مى گردد.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص ٩٥ و ٢٢٩.
صدر، محمد باقر، المعالم الجديدة للاصول، ص ١٣٤.
نسبت طلبى
ر.ك: نسبت إرسالى
نسبت غير اندماجى
نسبت ميان دو مفهوم مغاير در ذهن
نسبت غيراندماجى، مقابل نسبت اندماجى بوده و عبارت است