فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ١٦٩ - ١٥٧٥ ١٥٨٧ ١٥٧٨ ١٥٨٩ ١٥٨١ ١٥٧٥ ١٥٧٦ ١٥٨٣ ١٥٨٥ ١٥٨٨ ١٥٧٦ ١٦٠٧ ١٦٠٧ ١٦٠٥ ١٦٠١ ١٦٠٧ ١٦٠٨ ١٦٠٥ ١٦٠٩      
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ١٤، ص (٣٧٣-٣٢٧).
استصحاب حكمى
حكم به بقاى حكم وضعى يا تكليفى
استصحاب حكمى، مقابل استصحاب موضوعى است و به استصحابى گفته مى شود كه مستصحب آن حكمى از احكام مى باشد.
توضيح: مستصحبى را كه شخص نسبت به وجود آن يقين دارد، گاهى موضوعى كلى از موضوعات شرعى و يا امرى از امور خارجى بوده و گاهى حكمى از احكام شرعى است; براى مثال، شخص در نجاست آبى كه در سابق پاك بوده، شك نموده و آن گاه استصحاب بقاى طهارت سابق جارى مى نمايد (حكم وضعى)، و يا مثل اين كه علم داريم نماز جمعه در زمان حضور معصوم(عليه السلام) واجب بوده، سپس در زمان غيبت در وجوب آن شك مى كنيم، آن گاه با استصحاب، به وجوب آن در زمان غيبت حكم مى نماييم (حكم تكليفى).
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص ١٤٢.
خمينى، مصطفى، تحريرات فى الاصول، ج ١، ص ٣٦٩.
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، ج ٥، ص ١٦.
حيدرى، على نقى، اصول الاستنباط، ص ٢٦٨ و ٢٧٠.
ابو زهره، محمد، اصول الفقه، ص ٢٧٨.
انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ٢، ص ٦٧٢.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٥، ص ٢٥٢.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ٣٤.
استصحاب در شبهه حكمى
استصحاب يك حكم بعد از شك حاصل از فقدان نص بر بقا يا اجمال نص يا تعارض نصوص
استصحاب درشبهه حكمى، مقابل استصحاب در شبهه موضوعى مى باشد و عبارت است از حكم به بقاى حكمى كه شك در بقاى آن ناشى از نبودن نص يا اجمال نص بر بقاى آن يا تعارض نص بر بقا با نص ديگر است، مانند: شك در بقاى حكم نجاست آب متغير، بعد از زوال تغير آن، به خاطر عدم وجود نص بر بقاى نجاست بعد از زوال تغير، و يا مانند: شك در وجوب روزه بعد از استتار قرص خورشيد و قبل از ذهاب حمره مشرقيه، به خاطر اجمال آيه (ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ)كه مفهوم «ليل» در آن مردد است بين اين كه اول آن «استتار قرص» است يا «ذهاب حمره مشرقيه»، و يا مانند: شك در بقاى وجوب نماز جمعه در زمان غيبت، به سبب تعارض نصوص.
نكته اول:
در اين كه آيا استصحاب از قواعد فقهى است يا از مسائل اصولى، اختلاف وجود دارد; گروهى آن را از قواعد فقهى مى دانند و برخى قائل به تفصيل شده و گفته اند: استصحاب هايى كه در شبهات حكمى جارى مى شود از مسائل اصولى است و استصحاب هايى كه در شبهات موضوعى جارى مى شود از قواعد فقهى محسوب مى شود.
نكته دوم:
بسيارى از اصوليون هم چون مرحوم «آخوند خراسانى(رحمه الله)» و «مظفر» معتقدند اخبار حجيت استصحاب، اطلاق و عموميت داشته، و استصحاب در شبهه حكمى و موضوعى، هر دو، را شامل مى شود.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص (٣٧-٣٦).
مغنيه، محمد جواد، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد، ص ٣٥١.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ٢، ص ١٣٠.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص (٢٧٧-٢٧٦).
نائينى، محمد حسين، فوائد الاصول، ج ٤، ص ٣٠٨.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٤٤٥.
استصحاب در شبهه مفهومى
حكم به بقاى چيزى بعد از شك حاصل از ترديد در مفهوم لغوى و عرفى آن
استصحاب در شبهه مفهومى، در جايى است كه شك در بقاى مستصحب برگرفته از شبهه مفهومى باشد، مانند: ترديد در اين كه آيا روز با استتار قرص شمس پنهان شدن قرص خورشيد در افق يا با ذهاب حمره مشرقيه ناپديد شدن سرخى از بالاى سر، كه در هنگام غروب از غرب به سمت شرق كشيده مى شود پايان مى يابد.
از سوى اصوليون ديدگاه هاى متفاوتى در اين باره ارايه شده است:
١. برخى در اين مورد به استصحاب تمسك نموده و در مثال بالا، بقاى روز را استصحاب نموده اند; به اين بيان كه پيش از آن، يقين به وجود روز وجود داشت و الآن كه در آن شك داريم، چون هنوز زوال حمره مشرقيه نشده، حكم به بقاى روز مى نماييم زوال حمره مشرقيه تقريباً يك ربع بعد از استتار قرص خورشيد صورت مى پذيرد بنابراين بعد از آن كه گردى خورشيد ناپديد شد و هنوز زوال حمره مشرقيه صورت نگرفته، استصحاب بقاى روز جارى شده و حكم مى گردد كه پايان روز با ذهاب حمره مشرقيه محقق مى شود;
٢. بيشتر محققان اصولى معتقدند استصحاب در شبهه مفهومى جريان ندارد، زيرا از يك سو، در واقع، شخص هيچ ترديدى ندارد، بلكه مى داند كه هم اكنون استتار قرص شده و زوال حمره مشرقيه صورت نگرفته است و تنها در يك مفهوم لغوى يا عرفى ترديد دارد و نمى داند كلمه «نهار» در لغت يا عرف براى چه چيزى وضع شده و آيا پايان روز با استتار قرص خورشيد محقق مى گردد يا با ذهاب حمره مشرقيه. از سوى ديگر، هيچ گونه اثر شرعى بر مفهوم مردد مترتب