فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٧٣٦ - ١٦٠٥ ١٥٨٩ ١٥٧٥ ١٦٠٤ ١٥٨١ ١٥٨٨ ١٥٨٢ ١٥٨٩ ١٦٠٩      
مشروط
ر.ك: جزا
مشكوك
مكلَّفٌ به يا تكليف متعلق شك
مشكوك، در اصطلاح اصولى، يعنى آن چه كه شك اصولى (شك و ظن غير معتبر) به آن تعلق گرفته است. به طور كلى، در بحث اصول عملى، براى مشكوك تقسيماتى آورده شده است; در يك نگاه، مشكوك، يا اصل تكليف است يا مكلف به، و در نگاه ديگر، مشكوك، حكم كلى، يا حكم جزئى و يا مصداق خارجى است.
از هر يك از اين اقسام، در اصول، با عنوان شك در تكليف، شك در مكلف به و يا شبهه حكمى، شبهه موضوعى و شبهه مصداقى، بحث مى شود.
مغنيه، محمد جواد، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد، ص ٢٥١.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٥٠.
مشهوره زراره
ر.ك: مرفوعة زرارة
مصادر اجتهاد
ر.ك: منابع اجتهاد
مصاديق مطلق
ر.ك: ادوات مطلق
مصالح
ر.ك: مصالح مرسله.
مصالح تحسينى
عوامل بهتر شدن زندگى شخص
مصالح تحسينى، به مصالحى گفته مى شود كه رعايت آنها، بهبود زندگى را در پى دارد، ولى عدم رعايت آنها باعث دشوارى در زندگى انسان نمى شود، مانند: به دست كردن انگشتر و استعمال بوى خوش، كه نه وجود آنها براى زندگى انسان ها ضرورت دارد و نه سبب رفع مشقت و حرج مى گردد.
غزالى، محمد بن محمد، المستصفى من علم الاصول (به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت)، ج ١، ص (٢٩١-٢٩٠).
جناتى، محمد ابراهيم، منابع اجتهاد (از ديدگاه مذاهب اسلامى)، ص ٣٣٥.
ادريس، عوض احمد، الوجيز فى اصول الفقه، ص ٧٥.
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ٣١٨.
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ٢، ص ١٠٢٣.
طباطبايى حكيم، محمد تقى، الاصول العامة للفقه المقارن، ص ٣٨٤.
مصالح حاجى
عوامل گشايش در زندگى انسان
مصالح حاجى، به مصالحى گفته مى شود كه رعايت آنها باعث گشايش در زندگى انسان ها و رفع سختى از زندگى مى گردد، ولى عدم رعايت آنها هرچند مشقت و سختى را در پى دارد اما موجب اختلال در زندگى نمى گردد، ما نند: حكم به مباح بودن افطار شخص بيمار در ماه رمضان و يا تشريع احكام مربوط به بيع و اجاره.
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ٢، ص ٧٥٥و١٠٢٢.
غزالى، محمد بن محمد، المستصفى من علم الاصول (به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت)، ج ١، ص ٢٨٦.
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ٣١٨.
ادريس، عوض احمد، الوجيز فى اصول الفقه، ص ٧٤.
طباطبايى حكيم، محمد تقى، الاصول العامة للفقه المقارن، ص ٣٨٤.
خضرى، محمد، اصول الفقه، ص ٣٤٥.
مصالح حقيقى
عوامل واقعى جلب منفعت و دفع ضرر
مصالح حقيقى، مقابل مصالح وهمى مى باشد و در جايى است كه يك كار به طور حقيقى جلب منفعت و يا دفع ضرر مى نمايد و تشريع حكم طبق آنها به مصلحت و نفع شخص و يا جامعه مى باشد، مانند: الزام به ثبت رسمى معاملات مربوط به زمين در اداره ثبت و اسناد كه باعث كاهش دعاوى مربوط به زمين شده و نوعى امنيت و ثبات در معاملات ايجاد مى كند.
زحيلى، وهبه، الوجيز فى اصول الفقه، ص ٨٦.
مصالح خاصه
ر.ك: مصالح شخصى
مصالح شخصى
مصالح فرد يا گروه خاص
مصالح شخصى، مقابل مصالح عام بوده و عبارت است از مصالح مربوط به افراد يا گروه هاى خاص; در مقابل مصالح مربوط به عموم يا بيشتر افراد جامعه.
در مصالح مرسله آن چه واجب است رعايت مصالح عموم است و در تعارض ميان مصلحت اشخاص و مصلحت عموم، مصلحت اشخاص ناديده گرفته مى شود; براى مثال، اگر خانه شخصى در مسير خيابانى قرار گيرد كه وجود آن براى عموم مردم آن شهر لازم است، در اين جا مصالح جامعه مقدم مى گردد و منزل وى تخريب مى شود.
خلاف، عبدالوهاب، علم اصول الفقه و خلاصة التشريع الاسلامى، ص ٨٦.