فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٩١١ - ١٦٠٧ ١٦١٠ ١٥٧٤ ١٥٧٥ ١٥٧٨      
وظيفه عملى منجز
قطعيت تكليف بر مكلّف، ناشى از اجراى اصل منجّز
وظيفه عملى منجِّز، مقابل وظيفه عملى مرخّص بوده و عبارت است از وظيفه اى كه از اجراى اصل عملى منجّز، متوجه فردى مى گردد كه به حكم واقعى جهل داشته و اماره معتبر نيز در اختيار ندارد; به بيان ديگر، مؤداى اصل عملى منجز را كه تنجز و قطعيت تكليف بر مكلف است، وظيفه عملى منجز مى گويند.
نيز ر.ك: اصل منجز.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ٣٦١.
نائينى، محمد حسين، فوائد الاصول، ج ٤، ص ٤٤.
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ١٠٤.
زنجانى، ميرزاباقر، تحرير الاصول، ص ٢٣٧.
وظيفه واقعى
تكليف مستفاد از حكم واقعى
وظيفه واقعى، مقابل وظيفه ظاهرى، به معناى تكليفى است كه با دست يابى مكلف به حكم واقعى بر عهده او مى آيد; به بيان ديگر، وظيفه واقعى، تكليفى است كه مؤداى احكام واقعى مى باشد.
نيز ر.ك: احكام واقعى.
طباطبايى حكيم، محمد تقى، الاصول العامة للفقه المقارن، ص ٧٤.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٢، ص ١٤٥.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ٢، ص ١٠٧.
وقت حاجت
زمان لزوم عمل به تكليف
زمان عمل به خطاب شارع را وقت حاجت گويند; به اين بيان كه بين زمان صدور خطاب از طرف شارع مقدس و زمان لزوم عمل به آن از سوى مكلف، يك فاصله زمانى وجود دارد، كه زمان صدور خطاب را وقت خطاب و زمان لزوم عمل به آن را وقت حاجت مى گويند; براى مثال، اگر آيه حج، چند ماه پيش از فرا رسيدن موسم آن نازل شده باشد، تاريخ حلول موسم حج را «وقت حاجت» گويند. البته بيان شارع نبايد مؤخر از وقت حاجت باشد، و از اين رو تا موسم حج (وقت حاجت) نرسيده است، خطاب بايد بيان شود.
رشتى، حبيب الله بن محمد على، بدايع الافكار، ص ١٥٧.
ميرزاى قمى، ابوالقاسم بن محمد حسن، قوانين الاصول، ج ١، ص ٣٤١.
اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية، ص ٢٢٦.
زهيرالمالكى، محمد ابوالنور، اصول الفقه، ج ٣، ص ٢٣.
علامه حلى، حسن بن يوسف، مبادى الوصول الى علم الاصول، ص ١٦١.
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ١، ص ٣٣٢.
محمدى، ابوالحسن، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه، ص ١٣٥.
رشاد، محمد، اصول فقه، ص ١٨٠.
وقت خطاب
زمان صدور خطاب تكليفى از طرف شارع
زمان صدور خطاب از سوى شارع را حين الخطاب يا وقت خطاب گويند; براى مثال، اگر فرض شود آيه حج، چند ماه پيش از فرا رسيدن موسم حج نازل شده است، اين زمان نزول و ابلاغ را حين الخطاب يا وقت خطاب گويند.
ميرزاى قمى، ابوالقاسم بن محمد حسن، قوانين الاصول، ج ١، ص ٣٤١.
اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية، ص ٢٢٦ و ٢٢٨.
زهيرالمالكى، محمد ابوالنور، اصول الفقه، ج ٣، ص ٢٣.
علامه حلى، حسن بن يوسف، مبادى الوصول الى علم الاصول، ص ١٦١.
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ١، ص ٣٢٣.
محمدى، ابوالحسن، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه، ص ١٣٥.
رشاد، محمد، اصول فقه، ص ١٨٠.
علم الهدى، على بن حسين، الذريعة الى اصول الشريعة، ج ١، ص ٣٦٢.
صاحب معالم، حسن بن زين الدين، معالم الدين و ملاذ المجتهدين، ص ١٥٧.
وقت واجب
ر.ك:زمان واجب
هدف اصول فقه
ر.ك:فايده اصول فقه
«هـ»
هيئات
شكل خاص حاصل از نحوه چينش حروف و حركات، يا كلمات تشكيل دهنده جملات
هيئات، جمع هيئت بوده و عبارت است از تركيب، شكل و ساختار خاصى كه از كنار هم قرار گرفتن حروف اعم از حروف اصلى و زايد و حركات آنها (در هيئت هاى افرادى) يا از كنار هم قرار گرفتن كلمات با نظم خاص (در هيئت هاى تركيبى) به وجود مى آيد و معناى خاصى دارد.
توضيح:
هيئت، يا هيئت تركيبى است يا هيئت افرادى. در هيئات تركيبى، كلمات با شكل و قالب خاصى در كنار هم قرار مى گيرد; براى مثال، هيئت جمله فعلى «ضرب زيد» از كنار هم قرار گرفتن فعل و فاعل به وجود آمده و بر نسبت تام اسنادى دلالت مى كند كه از صدور حدث از فاعل و تحقق آن در خارج حكايت مى نمايد.
و در هيئات افرادى، حروف، اعم از اصلى و زايد و حركات اعرابى آنها، در مجموع قالبى را پديد مى آورد كه