فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٣٥٣ - ١٥٧٨ ١٦٠٢ ١٦١٠ ١٦١٠ ١٥٨٣ ١٥٧٥ ١٦٠٦ ١٦٠٨ ١٥٧٥ ١٥٩٣ ١٦٠٩      
عقيده خود; عمل «عمار ياسر» در برابر مشركان مكه هنگام شكنجه شدن; عمل حضرت ابراهيم(عليه السلام) در مقابل «نمروديان» و وضو گرفتن «على بن يقطين» به شيوه اهل سنت كه طبق فرموده امام كاظم(عليه السلام) صورت گرفت.
در كتاب «انوار الاصول» آمده است:
«ان التقية على قسمين: التقية فى العمل التى تكون اكثر روايات التقية ناظرة اليها و قد ذكرناها تفصيلا فى القواعد الفقهية، كقوله(عليه السلام)، التقية سنة ابراهيم او سنة آل فرعون او سنة اصحاب الكهف... و هكذا قوله تعالى: «الا ان تتقوا منهم تقاة «الوارد فى شأن عمار بن ياسر و ابويه، فلا اشكال فى ان جميعها ناظرة الى التقية فى مقام العمل كما لا يخفى»[١]
١. مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٣، ص (٥٨٠-٥٧٩).
تقيه در فتو
كتمان حكم واقعى و ابراز حكم موافق مخالفان
تقيه در فتوا، مقابل تقيه در عمل مى باشد و عبارت است از كتمان حكم واقعى و ابراز حكمى موافق مذهب عامه، كه به دو جهت ممكن است انجام گيرد:
[١]حفظ نفس از خطرات; ٢. حفظ خون شيعيان
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٣، ص ٥٨٠.
تقييد
محدود كردن شمول يك مفهوم به وسيله قيد; يا عدم ارسال در مفهوم دارى قابليت ارسال و شيوع
تقييد، در لغت به معناى عدم ارسال و عدم شيوع، و دراصطلاح، عبارت است از حالتى كه از آوردن قيد براى مطلق انتزاع مى شود; به بيان ديگر، تقييد يعنى دست برداشتن از اطلاق دليل مقيَّد (به فتح) به قرينه دليل مقيِّد (به كسر)، پس دليل مقيِّد (به كسر) براين مطلب دلالت مى كند كه هرچند مطلق به حسب اراده استعمالى در معناى خودش به كار رفته است، اما به حسب مراد جدى متكلم، از آن، عدم شيوع و سريان اراده گرديده است.
بنابراين، تقييد يعنى: عدم ارسال در مفهومى كه قابليت ارسال و شيوع دارد، اما بالفعل به واسطه مقيد بودن به قيد، محدود گرديده و يكى از حصه هاى خود را شامل نمى شود.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٧، ص ١٨٠.
ابو زهره، محمد، اصول الفقه، ص ١٥٩.
مجاهد، محمد بن على، مفاتيح الاصول، ص ٨٩.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ١، ص ٣٦٦.
طباطبايى قمى، تقى، آراؤنا فى اصول الفقه، ج ١، ص ١٣٨.
سبزوارى، عبدالاعلى، تهذيب الاصول، ج ١، ص ١٥٦.
فخر رازى، محمد بن عمر، المحصول فى علم اصول الفقه، ج ٣، ص ١٤١.
تقييد اثباتى
تحديد شمول يك مفهوم در مقام اثبات و دلالت
تقييد در دو مقام متصور است:
[١]مقام ثبوت يا عالم واقع; ٢. مقام اثبات يا عالم دلالت دليل
تقييد اثباتى، به اين معنا است كه افزون بر لحاظ كردن قيد در عالم ثبوت، لفظ يا دلالت كننده ديگرى كه در عالم اثبات نيز بر قيد دلالت مى كند، در كلام آورده مى شود، مثل اين كه مولا بگويد: «اكرم العالم» و بعد از آن براى تقييد مفهوم عالم دليلى (لفظى يا غير لفظى) بياورد و بگويد: «اكرم العالم العادل».
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص ٢٣٧.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص ٣٦٤.
مجاهد، محمد بن على، مفاتيح الاصول، ص ٢٠٦.
تقييد اَفرادى
خارج كردن برخى افراد از شمول يك مفهوم مطلق
تقييد افرادى، مقابل تقييد انواعى و به معناى خارج كردن برخى از افراد مفهوم مطلق از سريان و شمول مفهوم آن مى باشد; به بيان ديگر، تقييد مطلق به لحاظ افراد و مصاديق خارجى آن، تقييد افرادى نام دارد.
براى مثال، دليل مطلق مى گويد: «اكرم العالم»، يعنى: اكرام تمامى افراد عالم واجب است، به گونه اى كه حكم وجوب اكرام به تعداد افراد عالم، منحل مى گردد. و سپس دليل ديگرى مى گويد: «لا تكرم زيدا العالم»; در اين جا زيد كه يكى از عالمان است از مجموعه افراد مطلق خارج مى گردد.
بنابراين، به تقييدى كه در ناحيه افراد مفهوم مطلق صورت گرفته و سبب خارج شدن برخى از آن از حكم مطلق مى شود، تقييد افرادى مى گويند.
نائينى، محمد حسين، فوائد الاصول، ج ١، ٢، ص ٥٧٣.
تقييد انواعى
خارج كردن مفهومى كلّى از شمول يك مفهوم مطلق
تقييد انواعى، مقابل تقييد افرادى و به معناى خارج كردن مفهومى كلى صنف يا نوعى از انواع از تحت شمول مفهوم مطلق است.
بنابراين تقييد مطلق به لحاظ صنف و يا نوع، كه از مفاهيم كلى است، تقييد انواعى نام دارد; مثل آن كه دليل مطلق بگويد: «اكرم العالم» كه وجوب اكرام را بر همه اصناف عالمان، چه عالمان نحو، چه عالمان صرف و چه غير آنها و چه علماى فاسق و چه غير فاسق شامل نموده، و پس از آن دليل ديگرى