فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٧١٦ - ١٦٠٥ ١٥٨٥ ١٥٧٥ ١٥٨٣ ١٥٧٦ ١٥٧٥ ١٦٠٤ ١٥٨٤ ١٥٧٥ ١٥٧٨      
مراحل امر
ر.ك: مراتب امر
مراحل تكليف
ر.ك: مراحل حكم
مراحل حكم
مراتب مختلف حكم شرعى
مراحل حكم، به معناى چگونگى شكل گيرى حكم و رسيدن آن به مكلف مى باشد.
در مراتب شكل گيرى حكم اختلاف است; عده اى معتقدند حكم دو مرتبه دارد:
١. مرتبه جعل و انشا;
٢. مرتبه فعليت[١]
برخى ديگر هم چون مرحوم «محقق خراسانى» معتقدند حكم شرعى چهار مرحله دارد:
١. مرحله اقتضا; يعنى شارع مصالح و مفاسدى راكه در ذات اشيا وجود دارد و زمينه جعل حكم بر اساس آنها فراهم مى گردد، در نظر مى گيرد;
٢. مرحله انشا، كه شارع طبق همان مصالح و مفاسد، احكام مناسبى را قانون گذارى مى كند;
٣. مرحله فعليت، و آن مرحله اعلان و وادار نمودن مكلف به انجام فعل و يا ترك آن است;
٤. مرحله تنجز يا تنجيز، و آن مرحله اى است كه حكم به مكلف رسيده و براى ترك آن عذرى ندارد[٢]
١. خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص (٣٢٩-٣٢٨).
[٢]آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، درر الفوائد فى الحاشية على الفرائد، ص ٧٠
روحانى، محمد، منتقى الاصول، ج ٤، ص ٩٣.
سبحانى تبريزى، جعفر، المحصول فى علم الاصول، ج ٣، ص (١١٩-١١٨).
بروجردى، محمد، مبانى حقوق اسلامى (مختلف الاصول)، ص (١٨٤-١٨٣).
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، ج ٢، ص ٣٥٣.
همان، ج ١، ص ٥٤١.
سبزوارى، عبدالاعلى، تهذيب الاصول، ج ٢، ص (١٨-١٧).
بروجردى، حسين، نهاية الاصول، ص ١٣٢.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٤، ص ٤٩.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ١٠، ص ١٠٠.
همان، ج ٦، ص ١٦٨.
خويى، ابوالقاسم، مصباح الاصول، ج ٢، ص ٤٦.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٤، ص (١٩٥-١٩٤).
مراحل وجوب
ر.ك: مبادى وجوب
مراد
متعلق اراده شخص مريد
مراد، آن چيزى است كه تحقق آن در خارج مطلوب مريد (اراده كننده) بوده و اراده وى به آن تعلق مى گيرد، به گونه اى كه در او شوق اكيد ايجاد مى كند كه يا خود براى تحصيل آن در خارج حركت كند يا ديگرى را به انجام آن وادار مى نمايد.
بجنوردى، حسن، منتهى الاصول، ج ١، ص ١١٨.
مراد بالتبع
شىء اراده شده به تبع مطلوب ديگر
مراد بالتبع، مقابل مراد بالذات بوده و عبارت است از مرادى كه به تبع مراد ديگر مطلوب مريد مى باشد، و اراده وى اولا و بالذات به آن تعلق نگرفته است، بلكه در سايه امر ديگر اراده شده است; به بيان ديگر، مرادى است كه به طور مستقيم و به استقلال، اراده به آن تعلق نگرفته و مريد به آن توجه نداشته و آن را در نظر نياورده است، بلكه از لوازم وجودى مطلوب و مراد بالذات بوده و به تبع مراد بالذات، اراده به آن تعلق گرفته است، مثل اراده خداوند درباره شرور كه اراده تبعى است; يعنى خداوند اراده كرده جهان مادى را به وجود آورد، كه از لوازم آن، شرور است.
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، ج ٢، ص ٧٠.
سبحانى تبريزى، جعفر، الموجز فى اصول الفقه، ج ١، ٢، ص ٩٢.
مراد بالذات
شىء متعلق اراده مستقل مريد
مراد بالذات، مقابل مراد بالتبع بوده و عبارت است از مرادى كه به خودى خود مطلوب مريد مى باشد و اراده به طور مستقيم و مستقل به خود آن تعلق مى گيرد، مانند: اراده مولا به امر به نماز، كه در اين جا خود نماز مراد بالذات است، نه چيز ديگر.
موسوى بجنوردى، محمد، مقالات اصولى، ص ٦٦.
سبحانى تبريزى، جعفر، الموجز فى اصول الفقه، ج ١، ٢، ص ٩٢.
مرتبه اصول فقه
ر.ك: رتبه اصول فقه
مرتبه اقتضا
ر.ك: مرحله اقتضا
مرتبه انشا
ر.ك: مرحله انشا
مرتبه تنجّز
ر.ك: مرحله تنجز
مرتبه جعل
ر.ك: مرحله انشا