فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٧٧٨ - ١٦٠٥ ١٦٠٢ ١٥٨٣ ١٦٠٥ ١٦٠٧ ١٥٨٣ ١٥٧٥ ١٥٨٢ ١٦٠٤ ١٦٠٩ (١٥٧٥ ١٥٩٣ ١٦٠٥ )     
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٢، ص ٤١٤.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٢٤٨.
عراقى، ضياء الدين، منهاج الاصول، ج ١، ص (٣٢٠-٣١٧).
عراقى، ضياء الدين، نهاية الافكار، ج ١، ص (٣٥٧-٣٥٦).
نائينى، محمد حسين، فوائد الاصول، ج ١، ص ٢٨٩.
قدسى مهر، خليل، الفروق المهمة فى الاصول الفقهية، ص ٦٦.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٢، ص ٣٠١.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ٢٥٥.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٢، ص ٢٨٧.
سجادى، جعفر، فرهنگ معارف اسلامى، ج ٤، ص ٣٣٨.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ١٥٩.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ١، ص ٤٤٩.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٢، ص ٤١٧.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٥، ص (٦١٤-٦٠٨).
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ١، ص ٢٨٢.
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ١، ص ٤١٥.
مقدمه خارجى (اخص)
مقدمه خارج از ذى المقدمه ذاتاً و تعبّداً
مقدمه خارجى (اخص)، مقدمه اى است كه ذاتاً و تعبداً از ذات ذى المقدمه خارج است، مانند: مقدمات عقلى واجب، هم چون گذاشتن نردبان براى رفتن به پشت بام، كه اين مقدمه عقلى نه از اجزاى واجب است تا ذاتاً در واجب داخل باشد و نه از شرايط و موانع شرعى واجب است، تا تعبداً در واجب منظور شده باشد، بلكه قيدى است براى واجب كه هم خود قيد و هم تقيد به آن از ذات واجب خارج مى باشد و اين مقدمه عقلى يا علت براى ذى المقدمه و يا معدّ براى وجود آن است.
نائينى، محمد حسين، فوائد الاصول، ج ١، ص ٢٦٣.
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ١، ص ٣٢٩ و ٣٧٩.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ٢٥٥.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ٢، ص (١٦٣-١٦١).
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٢، ص ١٦٨.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٤، ص ٤٨٢ و ٥٠٤ و ٥١٨.
بروجردى، حسين، نهاية الاصول، ص ١٥٥.
مقدمه خارجى (اعم)
مقدمه خارج از ذى المقدمه ذاتاً
مقدمه خارجى (اعم)، مقدمه اى است كه ذات و ماهيت آن مقدمه، خارج از ذات و ماهيت ذى المقدمه مى باشد (دو ماهيت مستقل و مجزاى از هم هستند)، خواه تقيد (رابطه اضافى بين مقدمه و ذى المقدمه) داخل در ماهيت ذى المقدمه يا خارج از آن باشد.
مورد اول (داخل بودن تقيد)، مانند شرايط و موانع شرعى است كه ذات و ماهيت شرط و يا مانع، غير از ذات و ماهيت ذى المقدمه و خارج از آن است، ولى رابطه اضافى يا تقيّد ذى المقدمه به مقدمه در ذات ذى المقدمه است، مانند: طهارت كه شرط شرعى براى صحت نماز بوده و ماهيت طهارت خارج از ماهيت نماز است، ولى شارع، نماز به قيد طهارت را خواسته است; يعنى اضافه و قيد به طهارت، در ماهيت نماز لحاظ شده است. مورد دوم (خارج بودن تقيد)، مانند مقدمات عقلى است، مثل: گذاشتن نردبان براى رفتن به پشت بام كه نه اين قيد و نه اضافه به آن (تقيّد)، در ماهيت ذى المقدمه داخل نيست.
نائينى، محمد حسين، فوائد الاصول، ج ١، ص ٢٦٣.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ٢٥٥.
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ١، ص ٣٢٩ و ٣٧٩.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٤، ص ٤٨٢ و ٥٠٤ و ٥١٨.
مقدمه داخلى (اخص)
مقدمه داخل در ذى المقدمه ذاتاً
مقدمه داخلى (اخص)، مقدمه اى است كه ذات آن، در ذات ذى المقدمه داخل است; به بيان ديگر، مقدمه اى است كه ذات مقدمه، قيد ذى المقدمه است و خود قيد و تقيد به آن قيد، هر دو در ذات ذى المقدمه داخل مى باشد; مثال آن، اجزاى واجب (ذى المقدمه) است، مانند: ركوع، سجود و ساير اجزاى نماز.
نائينى، محمد حسين، فوائد الاصول، ج ١، ص ٢٦٣.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ٢٥٤.
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ١، ص ٣٢٩.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٤، ص (٤٨٤-٤٨٠) و (٥٠٦-٥٠٤).
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٢، ص ١٦٨.
بروجردى، حسين، نهاية الاصول، ص ١٥٥.
مقدمه داخلى (اعم)
مقدمه داخل در ذى المقدمه ذاتاً يا تعبّداً
مقدمه داخلى (اعم)، مقدمه اى است كه ذاتاً يا تعبداً در ذات ذى المقدمه داخل مى باشد. مثال براى مورد اول (ذاتاً)، اجزاى واجب است كه در ذات و ماهيت واجب داخل نمى باشد. و مثال براى مورد دوم (تعبداً) شرايط و موانع شرعى واجب است كه در ذات واجب داخل نمى باشد، اما شارع تعبداً ذات واجب را به آنها مقيد نموده است; به بيان ديگر، مقدمه داخلى (اعم)، مقدمه اى است كه تقييد به آن مقدمه، در ذات واجب داخل است، خواه ذات آن مقدمه (قيد) داخل در ذى المقدمه باشد، مانند اجزا، يا خارج از ذى المقدمه و واجب باشد، مانند شرايط.
نكته: