فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٨٥٣ - ١٦٠٦ ١٦٠٢ ١٦٠٤ ١٥٧٦ ١٦٠٧ ١٦٠٥ ١٥٩٣ ١٦٠٦ ١٥٧٥      
است از «رفع امر ثابت يا برداشتن آن»; يعنى برداشتن چيزى كه ذاتاً استعداد ثبات و بقا دارد; براى مثال، اگر ناقض يا رافعى (مثل خواب) براى وضو پيش نيايد، استعداد بقا تا هر زمانى را دارد; از اين رو، در مورد آن، نقض طهارت صدق مى كند.
[٢]معناى مجازى بعيد از معناى حقيقى، كه عبارت است از مطلق رفع و دست برداشتن از چيزى، چه آن چيز قابليت و استعداد بقا داشته باشد و چه نداشته باشد
مرحوم «شيخ انصارى» معتقد است اراده «اقرب المجازات» اولويت دارد; بنابراين، معناى مجازى اول، اختيار مى شود. با اين وصف، به هنگام شك در رافع، كه متيقن، قابليت بقا و استمرار دارد مى توان به استصحاب عمل نمود، زيرا نقض به معناى برداشتن چيزى است كه قابليت بقا دارد; اما هنگام شك در مقتضى چون متيقن قابليت دوام ندارد، استصحاب در آن جارى نمى شود.
انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ٢، ص ٥٧٤.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ١٤، ص ١٢١.
محمدى، على، شرح رسائل، ج ٥، ص ١٥١.
تهانوى، محمد اعلى بن على، كشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، ج ٢، ص ١٤١٠.
بروجردى، محمد، مبانى حقوق اسلامى (مختلف الاصول)، ص ١٨٤.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٤٤٢.
كوثرانى، محمود، الاستصحاب فى الشريعة الاسلامية، ص ١٧٠.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص ٤٣٦.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٧، ص ١٠٧.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٥، ص ٧٠.
نقل
حالت حاصل از انتقال لفظ از معناى اصلى به معناى ديگر
نقل، حالتى است كه از انتقال لفظ از معناى اصلى خود به معناى ديگرى پديد مى آيد، مانند: لفظ «صلاة» كه معناى لغوى آن «دعا» است و در زمان شارع، در اركان مخصوص (نماز) استعمال شده است; يعنى از معناى لغوى خود به معناى شرعى نقل شده است.
علامه حلى، حسن بن يوسف، مبادى الوصول الى علم الاصول، ص ٧٢.
نقل اجماع به طريق آحاد
ر.ك: اجماع منقول به خبر واحد
نقل اجماع به طريق تواتر
ر.ك: اجماع منقول به تواتر
نقل اهل لغت
ر.ك: نص اهل لغت
نقل به لفظ
نقل كلام معصوم(عليه السلام) با عين عبارت او
نقل به لفظ، از اقسام مرجحات سندى (اعم) و مقابل نقل به معنا بوده و عبارت است از نقل روايت از معصوم(عليه السلام) با به كارگيرى همان الفاظى كه وى به كار برده است; بنابراين، هرگاه دو روايت با هم تعارض كنند و يكى از آن دو نقل به لفظ از معصوم(عليه السلام) و ديگرى نقل به معنا باشد، ترجيح با خبرى است كه نقل به لفظ شده است.
انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ٢، ص ٧٨٣.
صاحب معالم، حسن بن زين الدين، معالم الدين و ملاذ المجتهدين، ص (٢٥٢-٢٥١).
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٨، ص ٢٠٨.
عزيز برزنجى، عبداللطيف عبدالله، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية، جزء٢، ص ١٨٨.
طوسى، محمد بن حسن، عدة الاصول (ط. ق)، ص ٣٨٣.
محمدى، على، شرح رسائل، ج ٧، ص ١٥٩.
نقل به معن
نقل مضمون كلام معصوم(عليه السلام) با غير الفاظ او
نقل به معنا، از اقسام مرجحات سندى (اعم) و مقابل نقل به لفظ بوده و عبارت است از نقل مضمون كلام معصوم(عليه السلام) بدون استفاده از عين كلمات وى. در تعارض دو روايت، اگر يكى از آن دو، نقل به لفظ و ديگرى نقل به معنا شده باشد، ترجيح با روايتى است كه نقل به لفظ شده است.
در كتاب «معالم الاصول» آمده است:
«و منها الترجيح باعتبار الرواية فيرجح المروى بلفظ المعصوم على المروى بمعناه و حكى المحقق رحمه الله عن الشيخ أنه قال: اذا روى احد الراويين اللفظ و الآخر المعنى و تعارضا، فان كان راوى المعنى معروفا بالضبط و المعرفة فلا ترجيح بينهما و ان لم يوثق منه بذلك ينبغى أن يوخذ المروى لفظا ثم قال المحقق رحمه الله و هذا حق لانه أبعد من الزلل»[١]
١. صاحب معالم، حسن بن زين الدين، معالم الدين و ملاذ المجتهدين، ص (٢٥٢-٢٥١).
طوسى، محمد بن حسن، عدة الاصول (ط. ق)، ص ٣٨٣.
عزيز برزنجى، عبداللطيف عبدالله، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية، ج ٢، ص ١٨٨.
انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ٢، ص ٧٨٣.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٨، ص ٢٠٨.
محمدى، على، شرح رسائل، ج ٧، ص ١٥٩.