فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٢٦٧ - ١٥٧٥ ١٦٠٦ ١٦٠١ ١٥٧٨ ١٥٧٥ ١٥٨١      
در اين انصراف دخيل نباشد، «انصراف بدوى» مى گويند، مثل: انصراف لفظ «ماء» به «ماء الفرات» نزد اهل كوفه و به «ماء الدجله» نزد اهل بغداد، و اين انصراف به خاطر غلبه وجودى ماء دجله و فرات در آن منطقه است.
چنين انصرافى مانع از تمسك به اطلاق كلام نيست و با اندكى تأمل از بين مى رود.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٣، ص ٤٣١.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص ٢٣٩.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٥٣٢.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ١٨٣.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص (٢٠٦-٢٠٥).
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٣، ص ٧٢٩.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٣، ص ٥٥٧.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٩، ص ١١٦.
انصراف به فرد اكمل
انصراف ناشى از انس ذهن به فرد اكمل ماهيت
انصراف به فرد اكمل، از اقسام انصراف بدوى و ناشى از انس ذهن به فرد اكمل از افراد ماهيت مشككه است، مانند: انصراف عليت مستفاد از ادات شرط، به عليت منحصره.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص (٢٠٦-٢٠٥).
انصراف به قدر متيقن
انصراف ذهن به مصداق قطعىِ ماهيت مطلق
انصراف به قدر متيقن، از اقسام انصراف بدوى و به معناى انسباق ذهن به سوى فرد يا حصه اى از حصص مطلق است كه به طور يقين ماهيت مطلق شامل آن مى شود، مثل: انصراف آب به آب شيرين، زلال و گوارا، و يا انصراف شجاع به اميرمؤمنان على.(عليه السلام)
قدر متيقن دو گونه است:
[١]قدر متيقن خارجى; ٢. قدر متيقن در مقام تخاطب
انصراف به قدر متيقن نيز بر دو قسم است:
[١]انصراف به قدر متيقن خارجى; ٢. انصراف به قدر متيقن در مقام تخاطب
به نظر كسانى هم چون مرحوم «آخوند خراسانى»، انصراف به قدر متيقن در مقام تخاطب، مانع از تمسك به اطلاق است، زيرا در نظر آنها عدم وجود قدر متيقن در مقام تخاطب، يكى از مقدمات حكمت است كه وجود آن باعث اطلاق مى گردد.
اما در نظر كسانى كه عدم وجود قدر متيقن در مقام تخاطب را از مقدمات حكمت نمى دانند، انصراف به قدر متيقن، به اطلاق ضررى نمى زند و از همين رو، زير مجموعه انصراف بدوى قرار داده شده است.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٢٠٦.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٣، ص ٥٥٨.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٩، ص ١١٧.
انصراف ثابت
انصرافِ ذهنىِ غير زايلِ بعد از تأمل، ناشى از كثرت استعمال
انصراف ثابت، انصرافى است كه به سبب كثرت استعمال لفظ در حصه اى معين پديد مى آيد و ماندگار است; يعنى با تأمل از بين نمى رود (به خلاف انصراف بدوى كه سريع از بين مى رود) مانند: انصراف لفظ حيوان به غير انسان، زيرا حيوان نزد عرف به سبب كثرت استعمال در غير انسان ظهور پيدا كرده است.
چنين انصرافى مانع از تمسك به اطلاق لفظ و به منزله قرينه لفظى متصل است.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٢٠٦.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ١٨٢.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٥٣٢.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٣، ص ٧٢٩.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص ٢٣٩.
انصراف خطورى
ر.ك: انصراف بدوى.
انصراف ظهورى
ر.ك: انصراف ثابت.
انصراف غير ثابت
ر.ك: انصراف بدوى
انصراف مستمر
ر.ك: انصراف ثابت
انفتاح
باز بودن راه علم يا علمى به احكام شرعى در عصر غيبت
انفتاح، مقابل انسداد بوده و به معناى باز بودن راه علم يا علمى به احكام شرعى فرعى به روى مكلفان در زمان غيبت امامان معصوم(عليهم السلام) است.
توضيح:
در باره انسداد و انفتاح باب علم نسبت به احكام شرعى، سه مبنا وجود دارد; يكى از آن مبانى، مبناى «انفتاح حقيقى» است كه گروهى از قدما مانند «سيد مرتضى» و پيروان وى طرفدار آن بوده و باب علم را نسبت به احكام فرعى باز مى دانند و معتقدند نيازى به رجوع به ظنون، هم چون خبر واحد، نيست. اگر كسى فقط باب علمى را باز دانسته ولى باب علم را مسدود بداند، معتقد به «انفتاح حكمى» شده است.