فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٨٦٢ - ١٦٠٦ ١٦٠٧ ١٦٠٩ ١٥٧٨ ١٦٠٦ ١٥٨٦ ١٦١٠ ١٦٠٧ ١٦٠٩      
تحريمى بر طلب ترك الزامى، و به نظر كسانى كه متعلق نهى را منع و زجر اعتبارى مى دانند، بر منع اكيد و شديد دلالت مى نمايد.
درباره چگونگى دلالت صيغه نهى بر حرمت سه ديدگاه وجود دارد:
١. دلالت از راه وضع;
٢. دلالت به كمك حكم عقل;
[٣]دلالت از راه مقدمات حكمت و اطلاق
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ٢، ص ١٥١.
طباطبايى حكيم، محمد تقى، الاصول العامة للفقه المقارن، ص ٦٣.
عراقى، ضياء الدين، نهاية الافكار، ج ١، ٢، ص ٤٥٢.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ١٠٦.
حيدر، محمد صنقور على، المعجم الاصولى، ص ٩٣٩.
نهى تخييرى
نهى متعلق به چند فعل با مطلوبيت ترك يكى از آنها به صورت اختيارى
نهى تخييرى، مقابل نهى تعيينى بوده و در جايى است كه متعلق نهى چند فعل باشد، به گونه اى كه ترك يكى از آنها به صورت على البدل مطلوب باشد; به بيان ديگر، در اين نهى، مكلف براى انجام هر يك از افعال مورد نهى، آزاد است و سرپيچى او تنها با انجام همه آنها صورت مى پذيرد، مثل: نهى از تصرف در خانه يا هم نشينى با بيگانه به صورت تخييرى، و يا نهى از ازدواج با دو خواهر در يك زمان.
نكته:
برخى معتقدند در شرع، نهى تخييرى وجود ندارد.
سبزوارى، عبدالاعلى، تهذيب الاصول، ج ١، ص ٨٩.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ١٨٦.
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، جزء ٢، ص ٣٢٧.
نهى تشريعى
ر.ك: نواهى
نهى تعيينى
نهى متعلق به فعل مشخص و بدون جاى گزين در عرض آن
نهى تعيينى، نهيى است كه منهى عنه آن معين بوده و داراى جاى گزين و بدلى در عرض خود نمى باشد، مانند: «لا تشرب الخمر» كه نهى آن تعيينى است و در عرض خود عِدل و بدلى ندارد.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ١٨٧.
نهى تكليفى
نهى عارض بر فعل مكلّف، بى واسطه و داراى ثواب و عقاب
نهى تكليفى، مقابل نهى وضعى بوده و عبارت است از نهيى كه به طور مستقيم متوجه افعال مكلف بوده و بر موافقت با آن (ترك حرام) ثواب و بر مخالفت با آن (انجام حرام) عقاب بار مى گردد، مانند: نهى از شراب خوردن.
ايروانى، باقر، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى، ج ٤، ص ١٣٤.
همان، ج ٢، ص ٤٨١.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ١، ص ٦٢٨.
سبزوارى، عبدالاعلى، تهذيب الاصول، ج ١، ص ٢٣٢.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص (٦٣-٦٢).
قدسى مهر، خليل، الفروق المهمة فى الاصول الفقهية، ص ٨١.
نهى تكوينى
جلوگيرى از يك فعل خارجى به صورت عملى و مستقيم
نهى تكوينى، مقابل نهى تشريعى بوده و عبارت است از نهيى كه نهى كننده با دخالت مستقيم و عملى خود، از انجام فعل در خارج جلوگيرى مى نمايد; به خلاف نهى تشريعى كه در آن جعل قانون و نهى لفظى گوياى مبغوض بودن فعل نزد ناهى است; بنابراين، اگر مولا دست عبد خود را بگيرد و مانع از شرب خمر او گردد، نهى، در سايه يك عمل خارجى و تكوينى صورت گرفته است.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ١، ص ٥٢٩.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٦، ص ٤٠٧.
نهى تنزيهى
نهى دلالت كننده بر نقصان ثواب عبادت، و طلب ترك غير الزامى
نهى تنزيهى، مقابل نهى تحريمى بوده و عبارت است از نهيى كه بر نقصان ثواب (در عبادات) و يا مبغوضيت غير شديد متعلق آن در نزد مولا (در معاملات) دلالت مى نمايد; به بيان ديگر، از مرجوحيت منهى عنه در نزد مولا حكايت مى كند، ولى مولا اراده اكيد به ترك آن ندارد، هر چند ترك آن نزد مولا رجحان دارد. پس نهى تنزيهى ملازم ترخيص فعل منهى عنه است، مانند: نهى از خواندن نماز در حمام (لا تصل فى الحمام) كه از مرجوحيت چنين نمازى در نزد شارع حكايت مى كند; يعنى نزد مولا ترك اين نماز از انجام آن محبوب تر است.
اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية، ص ٧٠.
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ٢، ص ١٤ و ١٥٠ و ١٦٠.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص ٢٩٤.
سبزوارى، عبدالاعلى، تهذيب الاصول، ج ١، ص ٢٢٨.
عراقى، ضياء الدين، نهاية الافكار، ج ١، ٢، ص ٤٥٢.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ٣١٨.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٧، ص (١٠٤-١٠٣) و (١٩٣-١٩٢).
حيدر، محمد صنقور على، المعجم الاصولى، ص ٩٤١.