فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٩٠٨ - ١٦٠٨ ١٥٩٠ ١٥٩٣ ١٦٠٧ ١٦١٠ ١٥٧٤ ١٥٧٨ ١٥٧٥ ١٦٠١ ١٥٩٣ ١٥٧٥ ١٦٠٤      
چند وضع لحاظ شده است:
١. «زيد» كه لفظ آن براى فرد خاص وضع شده است;
٢. وضع هيئت و ماده قائم;
٣. وضع هيئت جمله اسميه «زيد قائم».
منظور از هيئت هاى تركيبى، قسم سوم است كه بر ثبوت شىء لشىء دلالت مى كند، و اين معنا از مفردات حاصل نمى شود، بلكه از هيئت تركيبيه جمله استفاده مى گردد.
نكته:
در اين كه غير از اقسام سه گانه بالا، وضع ديگرى براى مجموع هيئت هاى مفردات و مركبات وجود دارد يا نه، ميان اصولى ها اختلاف وجود دارد.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ١، ص ٦٧.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ١، ص ٢٦٣.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ٣٠.
وضع هيئات جمل تام انشايى
ر.ك:وضع جمله هاى انشايى
وضع هيئات مركب
ر.ك:وضع هيئات تركيبى
وضع هيئت اسم فاعل
موضوعٌ له هيئت اسم فاعل، و چگونگى ارتباط ذات و مبدأ اشتقاق
هيئت اسم فاعل براى دلالت بر نسبت و ارتباط بين ذات و مبدأ وضع شده و داراى معناى حرفى است و نسبت موجود در آن، نسبت ناقصه مى باشد; براى مثال، «ضارب» براى دلالت بر چگونگى ارتباط و نسبت بين ذات (شخص زننده) و مبدأ (زدن) وضع شده است.
اصولى ها پس از پذيرش لزوم مغايرت بين ذات و مبدأ به شكل تغاير مفهومى (به عقيده برخى) و يا تغاير حقيقى (به باور برخى ديگر)، در چگونگى ارتباط بين ذات و مبدأ، به شرح زير، اختلاف نموده اند:
١. برخى معتقدند ارتباط مبدأ و ذات بايد به نحو «قيام» باشد; يعنى مبدأ، قيام به ذات داشته و قيامش هم حلولى باشد;
٢. برخى مى گويند: اين قيام هم شامل قيام حلولى مثل «عالم» و هم قيام صدورى مثل «ضارب» مى گردد;
٣. مرحوم «صاحب فصول» اعتقاد دارد دايره قيام وسيع بوده و شامل هر نوع قيامى، چه صدورى، چه حلولى و چه غير آنها مى گردد;
٤. مرحوم «آخوند خراسانى» معتقد است رابطه بين ذات و مبدأ به صورت اتصاف و تلبس است كه قيام حلولى، صدورى و غير آنها مثل اتصاف به مكان يا زمان يا آلت بودن را شامل مى شود;
[٥]مرحوم «امام خمينى» شكل ارتباط را به صورت واجديت مى داند; براى مثال، «مالك» يعنى ذات واجد ملكيت و «عالم»، يعنى ذات واجد علم
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٣، ص (١١٥-١٠٦).
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ١، ص ١٠٠ و ٢٤٤.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ١، ص ٢٣٩.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ١، ص ٣٢١.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ١، ص ٥٨و١٢١.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٣٢ و ٥٦.
وضع هيئت اسم مفعول
وضع دلالت كننده بر وقوع مبدأ اشتقاق بر ذات، به شكل نسبت ناقص
هيئت اسم مفعول براى دلالت بر نسبت و ارتباط بين ذات و مبدأ وضع شده است كه نسبتى ناقص بوده و از وقوع مبدأ بر ذات حكايت مى نمايد، مانند: «مضروب» كه بر وقوع ضرب بر ذاتى دلالت مى كند.
در كتاب «محاضرات فى اصول الفقه» آمده است:
«... و اما اسماء المفعولين فلان ّالهيئة فيها وضعت لان تدل على وقوع المبدأ على الذات»[١]
نيز ر.ك: وضع هيئت اسم فاعل.
١. خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ١، ص (٢٤٠-٢٣٩).
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ١، ص ١٠٠.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ١، ص ٥٩.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص (٣٣-٣٢).
وضع هيئت افعال
موضوع له هيئت افعال
در افعال دو وضع قابل تصور است:
١. وضع ماده، مانند: وضع «ض، ر، ب» در ضَرَبَ;
[٢]وضع هيئت، مانند: وضع هيئت «فعل» در ضَرَبَ
وضع در هيئت افعال نيز به دو صورت قابل تصور است:
أ) وضع هيئت فعل به صورت جمله فعليه، مانند: «ضرب زيد عمروا» كه نسبت بين فعل و فاعل، نسبت تامه است;[١]
ب) وضع هيئت فعل مجرد از جمله، مانند: «ضرب» كه هيئت بر نسبت ناقصه دلالت كرده و سكوت بر آن صحيح نيست[٢]
[١]بروجردى، حسين، نهاية الاصول، ص ٢٥
[٢]صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ١، ص ٣٠٦
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص ٨٤.
وضع هيئت جمل
ر.ك:وضع هيئات تركيبى
وضع هيئت جمل اخبارى
ر.ك:وضع جمله هاى خبرى