فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٢٢٢ - ١٥٧٥ ١٥٩١ ١٥٧٥ ١٥٩٣ ١٥٧٨ ١٥٨٨ ١٦٠٣ ١٦١٧ ١٦٠٩      
صورت، مجزى است، مگر آن كه در اثناى وقت، عذر مرتفع گردد.
طباطبايى قمى، تقى، آراؤنا فى اصول الفقه، ج ١، ص ١١٨.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٢، ص (٢٤٣-٢٤١).
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٣، ص ١٠٨.
اضمار
كلام داراى كلمه يا جمله مقدّر
اضمار، از اقسام احوال لفظ است و به معناى كلامى است كه از گوينده صادر مى شود و در آن، كلمه يا جمله اى در تقدير است، مثل: (وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ)، از شهر سؤال كن»،١ كه كلمه «اهل» در تقدير است و در اصل اين گونه مى باشد: «و اسئل اهل القرية; از اهل شهر سؤال كن».
[١]يوسف (١٢)، آيه ٨٢
محقق حلى، جعفر بن حسن، معارج الاصول، ص ٥٠.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ٢٦.
اطاعت
مطابقت عمل مكلّف با حكم واقعى شرع
اطاعت، مقابل عصيان و به معناى موافقت واقعى مكلف با حكم خداوند است كه يا از راه قطع يا حجت معتبر به دست آمده باشد، مثل اين كه انسان به حرمت چيزى - شرب خمر (قطع پيدا كند) و آن را ترك نمايد و آن چيز در واقع هم حرام باشد; يعنى قطع او مطابق واقع باشد.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ٩٦.
مشكينى، على، تحرير المعالم، ص ١٤٥.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٤، ص (٥٣-٥٢).
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص (٢٩٩-٢٩٨).
خمينى، روح الله، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية، ج ١، ص ٤٦.
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ٢، ص ١٠.
مختارى مازندرانى، محمد حسين، فرهنگ اصطلاحات اصولى، ص ٦٩.
خويى، ابوالقاسم، مصباح الاصول، ج ٢، ص ٢٧.
اطاعت اجمالى
تحقق اطاعت از طريق عمل مطابق همه اطراف علم اجمالى
اطاعت اجمالى، مقابل اطاعت تفصيلى مى باشد و آن، اطاعتى است كه از طريق احتياط به دست مى آيد و در مواردى است كه متعلق تكليف به طور اجمال براى مكلف معلوم مى باشد; يعنى او به طور معين نمى داند كه در بين اين دو يا چند محتمل، كدام يك مكلف به» واقعى است و براى اين كه مطمئن شود مولا را اطاعت نموده، احتياط مى كند و تمامى اطراف علم اجمالى را به جا مى آورد.
نكته:
اگر كسى بخواهد در حالت انسداد علم، نسبت به تمامى تكاليف، احتياط تام كند، اين عمل يا موجب اختلال در نظام زندگى وى مى گردد كه به هيچ وجه جايز نيست و يا باعث عسر و حرج او مى شود كه در اين صورت واجب نخواهد بود.
نيز ر.ك: امتثال اجمالى.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٤، ص ٦٠٦.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٤، ص ٣٩٤ و ٤٠٦.
انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ١، ص ٢٠٩.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٣، ص ١١٤.
خمينى، روح الله، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية، ج ١، ص ١٨٠.
اطاعت احتمالى
ر.ك: امتثال احتمالى.
اطاعت احتياطى
ر.ك: اطاعت اجمالى
اطاعت تفصيلى
موافقت با امر مولا از طريق عمل به تكليف معلوم به تفصيل
اطاعت تفصيلى، به معناى موافقت با امر مولا از طريق انجام و يا ترك عملى است كه علم تفصيلى به «مكلفٌ به» بودن آن وجود دارد; يعنى متعلق تكليف براى مكلف، معلوم است و او در خارج به همان عمل مى كند.
نكته:
شايد بتوان بين امتثال تفصيلى و اطاعت تفصيلى فرق گذاشت و امتثال را اعم از اطاعت دانست; به اين بيان كه امتثال يعنى «جَرْىِ عملى» در خارج، طبق فرمان مولا، چه با قصد موافقت و چه بدون آن، اما اطاعت به معناى موافقت نمودن با امر مولا هم در قصد و اعتقاد و هم در عمل مى باشد; بنابراين، انقياد عبارت است از اطاعت اعتقادى بدون امتثال عملى در خارج، و تجرى يعنى معصيت اعتقادى و امتثال عملى در خارج.
نيز ر.ك: امتثال تفصيلى.
خمينى، روح الله، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية، ج ١، ص ١٨٠.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٤، ص ٤٠٥.
بروجردى، حسين، نهاية الاصول، ص ٤٣١.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٤، ص ٦٠٦.
انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ١، ص ٢٠٩.
اطاعت شكّى
عمل به تكليف مشكوك
اطاعت شكى، در مواردى است كه مكلف، به متعلق تكليف (مكلف به) شك پيدا نموده و سپس آن را انجام مى دهد; به بيان ديگر، اطاعتى است كه مكلف، به موجب آن، علم و يا ظن به