فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٧٨٤ - ١٦٠٥ ١٦٠٢ ١٥٨٣ ١٦٠٥ ١٦٠٧ ١٦٠٨ ١٥٧٥ ١٥٨٠ ١٥٧٦      
ذى المقدمه (واجب) نيز محقق مى گردد، خواه قصد انجام ذى المقدمه و وصول به آن شده باشد يا نه.
توضيح:
يكى از ديدگاه هاى موجود درباره مقدمه واجب، اعتقاد به وجوب مقدمه موصله است. اين نظر مربوط به مرحوم «صاحب فصول. وى معتقد است مقدمه اى واجب است كه ايصال خارجى به ذى المقدمه داشته باشد و صرف قصد ايصال (قصد توصل) كه نظر مرحوم «شيخ انصارى» است در وجوب آن كافى نيست; بنابراين، مقدمه اى واجب است كه داراى عنوان «ايصال» باشد; يعنى در خارج بر آن ذى المقدمه مترتب شود، به گونه اى كه اگر مقدمه در خارج انجام شد نمى توان گفت آن مقدمه، واجب است، بلكه اگر ذى المقدمه تحقق پيدا كرد، از وجوب مقدمه كشف مى كند، وگرنه از عدم وجوب مقدمه كاشف است; براى مثال، اگر پس از وضو نماز انجام نشد، معلوم مى شود كه آن وضو واجب نبوده است.
نكته:
تفاوت مقدمه توليدى و موصله در اين است كه با انجام مقدمه توليدى، ذى المقدمه به طور قهرى و غير ارادى محقق مى شود; براى مثال، با قطع چهار رگ گردن حيوان حلال گوشت با همه شرايط، ذى المقدمه كه تذكيه است، به طور قهرى حاصل مى شود; به خلاف مقدمه موصله كه اگر انجام بگيرد، ممكن است ذى المقدمه آن به طور ارادى (نه غير ارادى و قهرى) به وجود آيد، كه در صورت تحقق ذى المقدمه، به مقدمه آن، موصله اطلاق مى شود; براى مثال، با گذاشتن نردبان براى رفتن به پشت بام، بالا رفتن به پشت بام قهرى نيست، بلكه اين عمل در صورتى كه شخص آن را اراده نمايد حاصل مى گردد.
نائينى، محمد حسين، فوائد الاصول، ج ١، ص ٢٨٦.
عراقى، ضياء الدين، منهاج الاصول، ج ١، ص ٢٩٩و٣٠١.
عراقى، ضياء الدين، نهاية الافكار، ج ١، ص ٣٤٠.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ٢٧١.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٥٢١.
حايرى، عبد الكريم، دررالفوائد، ص ٢٩٤.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ٢٦١.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٢، ص ٢٣٢.
طباطبايى قمى، تقى، آراؤنا فى اصول الفقه، ج ١، ص ١٦٦.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص (٢٥٩-٢٥٨).
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٦٥.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٥، ص (٤٧٠-٤٢٠).
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٢، ص ٣٣٢.
مقدمه واجب
بحث از وجوب يا عدم وجوب شرعى مقدمه امر واجب
مراد از مقدمه واجب، ثبوت ملازمه شرعى بين حكم واجب و مقدمه آن است; به اين بيان كه در ملازمه عقلى ميان وجوب شىء و مقدمه آن ترديدى نيست; براى مثال، عقل ميان رفتن به بام ساختمان بلند و لزوم استفاده از وسيله بالابر مناسب براى اين كار، ملازمه مى بيند، اما سخن درباره ملازمه شرعى ميان واجب و مقدمه آن، مانند نماز و وضو، است كه آيا وجوب شرعى نماز به وضو نيز كه مقدمه آن است سرايت مى كند تا وضو هم به عنوان مقدمه، واجب باشد يا نه.
در اين باره ديدگاه هاى متفاوتى وجود دارد; برخى، ملازمه را نپذيرفته و برخى پذيرفته اند. گروه دوم نيز در موارد زير با هم اختلاف دارند:
أ) در مورد اطلاق و اشتراط وجوب مقدمه:
١. برخى مانند مرحوم «صاحب كفايه» معتقدند كه وجوب مقدمه از نظر اطلاق و اشتراط، تابع وجوب ذى المقدمه است;
٢.برخى مانند مرحوم «صاحب معالم» معتقدند وجوب مقدمه به اراده انجام ذى المقدمه، مشروط است; يعنى اگر كسى اراده انجام مقدمه را داشت، وجوب ذى المقدمه به مقدمه سرايت مى كند
ب) در مورد معروض وجوب; يعنى بنا بر وجوب مقدمه، چه چيزى واجب مى شود; ذات مقدمه يا مقدمه مشروط به قيد:
١. برخى مى گويند: ذات مقدمه واجب نيست، بلكه مقدمه اى كه همراه با «قصد توصل» به ذى المقدمه باشد وجوب دارد; براى مثال، اگر مكلف به قصد انجام نماز واجب وضو بگيرد، اين وضو نيز واجب مى شود، اما اگر به قصد ثواب وضو بگيرد، واجب نيست، هر چند مى تواند با آن، نماز بخواند، و در جايى كه وضو را به قصد اقامه نماز واجب مى گيرد اگر مانعى پيش آيد و او نتواند با آن وضو اقامه نماز كند، به واجب بودن آن خدشه اى وارد نمى شود (ديدگاه منسوب به «شيخ انصارى»);
٢. برخى ديگر مقدمه اى را واجب مى دانند كه داراى عنوان ايصال باشد (مقدمه موصله); يعنى پس از مقدمه، ذى المقدمه نيز انجام گيرد، اما اگر ذى المقدمه رخ ندهد آن مقدمه واجب نيست (نظر «صاحب فصول»);
٣.مشهور علما، هم چون مرحوم «آخوند خراسانى» معتقدند ذات مقدمه، بدون قيد و شرط واجب است
نكته:
در اين كه اين مسئله، فقهى است يا اصولى و يا كلامى، و اين كه از مباحث الفاظ است يا از مباحث عقلى، اختلاف وجود دارد.
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ١، ص ٣٢٣.
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ١، ص ١٩٨.