فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٥٦٣ - ١٥٩٣ ١٥٧٥ ١٦٠٥ ١٦٠٣ ١٥٧٨ ١٥٧٥ ١٥٧٦ ١٦٠٩      
شده است كه نسبت به هر فردى از افراد عام، حكمى مستقل و اطاعت و عصيان جداگانه اى مطرح است; براى مثال، اگر مولا بگويد: «اكرم كل فقيه» معنايش اين است كه اگر زيدِ فقيه اكرام شود يك اطاعت محقق شده است و اگر تعداد فقيهان بر فرض بيست نفر باشد و همه به جز يك نفر از آنها اكرام شوند، نوزده امتثال تحقق يافته و يك معصيت رخ داده است.
نكته اول:
فرق عموم استغراقى و عام استغراقى اين است كه عموم، بيشتر در مورد معنا و عام در مورد لفظ به كار مى رود.
نكته دوم:
عام استغراقى، مقابل عام بدلى و عام مجموعى مى باشد كه در هر سه آنها عموميت به حسب افراد است اما چگونگى شمول آنها بر افراد و نيز تعلق حكم به آنها در هر يك با ديگرى تفاوت دارد.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٤٤٣.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٨٧.
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ٢، ص ٢١١.
سبزوارى، عبدالاعلى، تهذيب الاصول، ج ١، ص ١٤٩.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ١، ص ٢١١و٣٠٢.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ١٧٣.
مشكينى، على، تحرير المعالم، ص ١٠١.
فيض، عليرضا، مبادى فقه و اصول، ص ٢١٨.
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ٢٤١.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٢٥٣.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ١٣٩.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٣، ص ٣٥٥.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٧، ص (٦٠٧-٦٠٦).
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ١٠٤.
عام افرادى
لفظ مفيد شمول حكم به حسب افراد موضوع
عام افرادى، مقابل عام احوالى بوده و به عامى گفته مى شود كه شمول و سريان آن به حسب افرادش لحاظ مى شود، مانند: «اكرم كل فقيه» كه حكم اكرام بر روى تك تك افراد فقيه رفته است; در مقابل مواردى كه شمول آنها نسبت به افراد، لحاظ نمى شود.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٣، ص ٣٥٥.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٧، ص ٥٨٤.
مشكينى، على، تحرير المعالم، ص (١٠١-١٠٠).
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ١٧٤.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٨٧.
محمدى، ابوالحسن، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه، ص ٨٤.
رشاد، محمد، اصول فقه، ص ١٤٣.
شهابى، محمود، تقريرات اصول، جزء ٢، ص ٨٥.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ١٠٤.
عام بدلى
لفظ مفيد شمول حكم نسبت به افراد موضوع به صورت بدليت
عام بدلى، عامى است كه شمول آن بر افراد و مصاديقش به صورت بدليت مى باشد; يعنى متعلق حكم عام، فردى نامعين از افراد عام است نه همه افراد; به بيان ديگر، حكم روى فرد نامعينى از افراد عام رفته است.
در اين نوع عام، هر يك از افراد عام كه تحقق پيدا كند، اطاعت امر مولا حاصل مى شود و انجام فرد ديگرى لازم نيست; براى مثال، وقتى گفته شود: «اكرم ايّ رجل شئت»، معنايش اين است كه با اكرام يك مرد، امر مولا اطاعت مى شود، خواه آن مرد زيد باشد يا عمرو يا غير آنها.
نكته:
تفاوت عموم و عام بدلى در اين است كه عام بدلى بيشتر ناظر به لفظ، و عموم بدلى ناظر به معنا است، هر چند به جاى يك ديگر نيز به كار مى رود.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٢٥٣.
شهابى، محمود، تقريرات اصول، جزء ١، ص ٨٥.
فيض، عليرضا، مبادى فقه و اصول، ص (٢١٩-٢١٨).
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٤٤٣.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٨٧.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ١، ص ٣٠٣.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ١٧٣.
مشكينى، على، تحرير المعالم، ص ١٠٠.
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ٢، ص ٢٣٦.
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ١، ص ٤٦١.
محمدى، ابوالحسن، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه، ص ٨٥.
عراقى، ضياء الدين، نهاية الافكار، ج ٢،١، ص ٥٠٥.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٨٧.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٣، ص ٣٥٦.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٧، ص (٦٠٨-٦٠٧).
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ١٠٤.
عام شمولى
ر.ك: عام استغراقى
عام قرآن
ر.ك: عام كتابى
عام كتابى
آيه قرآنىِ دلالت كننده بر عموم
عام كتابى، به معناى آيه اى از قرآن كريم است كه در آن از ادوات عموم استفاده شده و داراى عموم مفهومى است، مانند