فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٦٣٧ - ١٦٠٢ ١٥٨٩ ١٥٨٣ ١٦٠٨ ١٥٨٠ ١٦٠٨ ١٥٧٦      
عبادت است (قول مشهور);
٢. قصد شكر نعمت هاى بى پايان الهى;
٣. قصد تحصيل رضاى خداوند;
٤. قصد محبوبيت ذاتى عمل; يعنى چون عمل و (مأموربه) محبوب مولا است، انجام مى گيرد;
٥. قصد دست يابى به مصلحت موجود در عمل;
[٦]قصد رسيدن به ثواب و دور ماندن از عقاب
انواع ديگرى هم براى قصد قربت ذكر شده است.
درباره أخذ قصد قربت به معناى قصد امتثال امر در مأموربه، و با امر اولى، اختلاف است; برخى معتقدند چون مستلزم خلف يا دور مى باشد، محال است.
نكته:
در اين كه آيا وجوب قصد قربت در تعبديات، شرعى است يا عقلى، اختلاف وجود دارد. هم چنين در فرض شرعى بودن آن، در اين كه آيا وجوب شرعى آن به همان امر اول است يا به امر دوم، اختلاف است.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ١، ص ١٥٨.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٢، ص ٨٦.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ١، ص ٤٥٨.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ٢، ص ٣٢٣.
همان، ج ١، ص ١١٩ و ٥٢١.
شيرازى، محمد، الوصول الى كفاية الاصول، ج ١، ص ٤٩٧.
همان، ج ٢، ص ٣٤٦.
بروجردى، حسين، نهاية الاصول، ص ١١١.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٢٠.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص (٧٨-٧٥).
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ١، ص ١٤٧.
طباطبايى قمى، تقى، آراؤنا فى اصول الفقه، ج ٢، ص (٢٠٦-٢٠٥).
علامه حلى، حسن بن يوسف، مبادى الوصول الى علم الاصول، ص ١١٤.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٤، ص (١٣-٩).
قصد محبوبيت
انجام تكليف به خاطر محبوبيت ذاتى آن نزد مولا
قصد محبوبيت، از انواع قصد قربت بوده و به اين معنا است كه مكلف مأموربه را به خاطر محبوبيت ذاتى آن در نزد مولا، انجام مى دهد و مى داند هر چه مأموربه باشد، محبوب مولا هم هست.
در اين كه آيا قصد محبوبيت در عرض قصد امر است يا در طول آن، و هم چنين، در اين كه آيا قصد محبوبيت به تنهايى براى تقرب كفايت مى كند يا نه، اختلاف وجود دارد، ولى آن چه نزد همه مسلّم فرض شده، اين است كه قصد محبوبيت، محذورات قصد امر را ندارد.
نيز ر.ك: قصد امر.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٢، ص ٨٧.
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ١، ص (١٥٩-١٥٨).
قصد مصلحت
ر.ك: قصد ملاك
قصد ملاك
قصد رسيدن به مصلحت واقعى، هنگام امتثال تكليف
قصد ملاك، از انواع قصد قربت در عبادات بوده و به اين معنا است كه انسان عمل عبادى را به خاطر رسيدن به مصلحت واقعى موجود در آن انجام مى دهد.
در اين كه آيا براى عبادى بودن عبادت، امر فعلى صادر شده از سوى مولا و شارع لازم است يا صرف وجود ملاك امر و مصلحت در آن كافى است هر چند امر فعلى نباشد اختلاف است; مشهور علما، (هم چون مرحوم صاحب جواهر، معتقدند صرف وجود ملاك امر، كافى نبوده و امر بايد فعلى باشد، ولى مرحوم «شيخ انصارى» و برخى ديگر بر اين باورند كه اگر انسان مطلوبيت و محبوبيت ذاتى عمل را در نزد مولا احراز كند، كافى است و نيازى به امر فعلى نيست.
البته به نظر بعضى از علما در اين جا هم (مانند قصد امر) محذور دور وجود دارد.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ١٠٨ و ٢٦٥.
همان، ج ١، ص ١٠٨.
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ١، ص (١٥٩-١٥٨).
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ١، ص ٢٨٣.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٢، ص (٣٢٤-٨٧).
قصد وجوب
انجام عبادت به قصد وجوب نفسى آن
قصد وجوب، از اقسام قصد وجه و به معناى به جا آوردن عبادت به قصد وجوب آن است. مراد از قصد وجوب در اين جا، قصد وجوب نفسى است، نه غيرى.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٦، ص ٢١٧.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٤١٥.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ١٢٤.
خمينى، روح الله، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية، ج ٢، ص ٣٠٣.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٢١.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص (٢٩١-٢٨٨).
فيض، عليرضا، مبادى فقه و اصول، ص ٣٨٠.