فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٥٨٩ - ١٥٩٣ ١٦٠٥ ١٦٠٨ ١٦٠٥ ١٥٧٥ ١٥٧٨ ١٦٠٣ ١٥٧٨ ١٥٧٥ ١٥٧٦      
بروجردى، حسين، نهاية الاصول، ص ٨٦.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٨٣.
فخر رازى، محمد بن عمر، المحصول فى علم اصول الفقه، ج ٢، ص ٣٠.
حيدرى، على نقى، اصول الاستنباط، ص ٧٧.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص (٦٩-٦٨).
علو سند
ر.ك: قلت وسايط
عليت
علّت بودن چيزى براى مأمورٌبه
عليت، در زمره احكام وضعى بوده و به معناى اعتبار علت بودن چيزى براى مأموربه است. علت، وصف يا عنوانى است كه از ديد قانون گذار، بودن يا نبودن حكم به وجود و عدم آن بستگى دارد، هر چند علت واقعى احكام نزد شارع، مصالح و مفاسد واقعى است.
نكته:
علت، در فلسفه چيزى است كه از وجود آن وجود معلول و از عدم آن عدم معلول لازم مى آيد و مقتضى، شرط و عدم مانع، اجزاى تشكيل دهنده آن مى باشد.
فيض، عليرضا، مبادى فقه و اصول، ص ١١٢.
سجادى، جعفر، فرهنگ معارف اسلامى، ج ٣، ص ٣٣٥.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ٥، ص ٣١٤.
عمل به عام
ر.ك: تمسك به عام
عمل به عام قبل از فحص
ر.ك: تمسك به عام قبل از فحص
عمل معصوم(عليه السلام)
ر.ك: سنت فعلى
عمل منهى عنه
ر.ك: منهيٌ عنه
عموم
شمول و فراگيرى
عام و عموم، در كلام اصولى ها به جاى يك ديگر به كار رفته است، اگر چه معمولا عموم، ناظر به مفهوم و به معناى شمول و فرا گيرى است و عام، به لفظى ناظر است كه معناى آن داراى عموم و شمول بوده و به معناى شامل و فراگير است.
نيز ر.ك: عام; حقيقت عموم.
خضرى، محمد، اصول الفقه، ص ١٧٤.
فاضل تونى، عبد الله بن محمد، الوافية فى اصول الفقه، ص ١١٤.
جعفرى لنگرودى، محمد جعفر، مقدمه عمومى علم حقوق، ص ٢٦٢.
ميرزاى قمى، ابوالقاسم بن محمد حسن، قوانين الاصول، ج ١، ص ١٩٧.
محمدى، ابوالحسن، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه، ص ٨٣.
مشكينى، على، تحرير المعالم، ص ١٠٢.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص ١٥٣.
عمومات سنت
احكام و قواعد عام برگرفته از احاديث
به احكام و قواعد عامى كه در احاديث وجود دارد، عمومات سنت گفته مى شود، مانند: «كل ماء طاهر».
نكته:
بسيارى از عموم هاى قرآن و سنت در كلمات پيامبر(صلى الله عليه وآله) و ائمه اطهار(عليهم السلام) تخصيص خورده است و بر همين اساس، قاعده «ما من عام الاّ و قد خُصّ» در ميان علما شهرت يافته است.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص ٢٥٠.
حيدرى، على نقى، اصول الاستنباط، ص ١٤٥.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٤٨٠.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ١، ص ٣٥٠.
عمومات كتاب
احكام و قواعد عام برگرفته از قرآن
احكام و قواعد عامى كه در قرآن آمده است، عمومات كتاب نام دارد، مانند: (إِنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَيْء قَدِيرٌ)[١]
عموماتى كه در قرآن آمده است، برخى تخصيص نخورده و بر عموميت خود باقى است، مانند: (أَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْء عَلِيمٌ)،٢ برخى داراى مخصص متصل مى باشد، مانند: (أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ إِلاّ ما يُتْلى عَلَيْكُمْ)٣ و برخى ديگر داراى مخصص منفصل مى باشد، مانند: (هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً)،٤ كه به وسيله آيه:(حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ))٥ تخصيص خورده است.
پاره اى از عموم هاى قرآنى به وسيله سنت (احاديث) تخصيص خورده است، مانند: (يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ)٦ كه مفاد آن ارث بردن فرزند از والدين است، ولى حديث «لا يرث القاتل شيئا» عموم آن را تخصيص زده و آن را شامل قاتل پدر نمى داند.
[١]آل عمران (٣)، آيه ٢٩
[٢]أنفال (٨)، آيه ٧٥
[٣]مائدة (٥)، آيه ١
[٤]بقرة (٢)، آيه ٢٩
[٥]مائدة (٥)، آيه ١
[٦]نساء (٤)، آيه ٦
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ١٦٣.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ١، ص ٣٥٠.