فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٢٦٥ - ١٥٧٥ ١٦٠٦ ١٥٨٨ ١٥٧٥ ١٦٠٩ ١٥٧٥ ١٥٨٥ ١٥٧٥ ١٥٨٣ ١٦٠٧      
به واقع است، ولى برخى ديگر معتقدند نتيجه مقدمات انسداد، انسداد باب علم به طريق و علم به واقع، هر دو، است.
نيز ر.ك: ظن به طريق.
انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ١، ص ٢١٢.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ٢، ص ١٤٤.
انسداد علم به واقع
بسته بودن راه علم به نفس احكام واقعى
انسداد علم به واقع، مقابل انسداد علم به طريق و به معناى مسدود شدن راه علم به نفس واقع (احكام واقعى) است. برخى اعتقاد دارند نتيجه مقدمات انسداد، انسداد علم به نفس واقع است، هر چند علم، به راه ها و اسبابى كه سلوك آنها باعث برائت ذمه مكلف در نزد شارع مى گردد، مسدود نيست.
نيز ر.ك: ظن به واقع.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ٢، ص ١٤٤.
انصارى، مرتضى بن محمد امين، فرائد الاصول، ج ١، ص ٢١٢.
انسداد كبير
انسداد باب علم و علمى نسبت به بيشتر احكام
انسداد كبير، مقابل انسداد صغير و به معناى انسداد باب علم و علمى نسبت به بيشتر احكام است كه يا موجب خروج از دين در صورت به كارگيرى اصول نافيه و يا موجب عسر و حرج (در صورت احتياط تام) مى گردد.
در باره فرق بين انسداد كبير و صغير، گفته اند: اگر نتيجه مقدمات انسداد، حجيت مطلق ظن باشد چه بر مبناى كشف و چه بر مبناى حكومت به آن انسداد كبير مى گويند; اما اگر نتيجه انسداد، حجيت ظن خاص يا اماره مخصوص و يا حجيت ظن مطلق در يك جهت خاص از جهات چهارگانه مربوط به روايت (صدور روايت، جهت صدور روايت، ظهور روايت، و حجيت ظهور روايت) باشد، آن را انسداد صغير مى نامند.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٣٨٩.
خمينى، روح الله، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية، ج ١، ص (٣١٨-٣١٧).
عراقى، ضياء الدين، نهاية الافكار، ج ٣، ص ٩٦.
نائينى، محمد حسين، فوائد الاصول، ج ٣، ص ١٤٣.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٥، ص ٢٤.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ٢، ص ١٤٠.
خويى، ابوالقاسم، مصباح الاصول، ج ٢، ص ١٣٢.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص (٣٣-٣٢).
انسداد وجدانى
انتخاب نظريه انسداد از راه تحقيق
انسداد وجدانى، مقابل انسداد تعبدى است و عبارت است از نظريه انسدادى كه شخص از راه تحقيق و جستوجو به آن دست مى يابد.
حايرى، عبد الكريم، دررالفوائد، ص ٦٩٣.
انسدادى
قائل به بسته بودن راه علم و علمى به احكام شرعى در عصر غيبت
انسدادى، مقابل انفتاحى بوده و به گروهى از اصوليون گفته مى شود كه باب علم و علمى را نسبت به احكام شرعى فرعى مسدود مى دانند.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ٨٨ و ٨٩.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٤٧٨.
انشا
ابراز اعتبار، يا ايجاد معنا به وسيله لفظ در عالم اعتبار
إنشا، به معناى ايجاد معنا از طريق لفظ در عالم اعتبار مى باشد; براى مثال، وقتى متكلم در مقام انجام معامله بيع، لفظ «بعت» را به كار مى برد، مفهوم «ايجاب بيع» را در خارج ايجاد نموده و رضايت خود را به بيع اعلام مى كند.
برخى مانند مرحوم آيت الله خويى، تعريف مشهور را از انشا، نپذيرفته و اظهار مى كنند كه انشا فقط بر ابراز امر اعتبارى دلالت مى نموده و كاشف از آن است، ولى سبب ايجاد معنا نمى شود.
برخى ديگر مى گويند: مراد از انشا، مركب تامى است كه قابل تصديق و تكذيب نمى باشد و شامل استفهام، امر، نهى، التماس، دعا، تمنى، ترجى، قسم، ندا و غير آن است. در اين تعريف، به جمله انشايى، با مسامحه «انشا» اطلاق شده است.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ٣، ص ٦٦.
همان، ج ١، ص (٨٤-٨٣).
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٢٧.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص ٩٠.
خوانسارى، محمد، منطق صورى، ص ٦٧.
حيدر، محمد صنقور على، المعجم الاصولى، ص ٢٩٦.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ١، ص ٦٦.
زهيرالمالكى، محمد ابوالنور، اصول الفقه، ج ٢، ص ٦٣.
اِنشاء
ر.ك: انشا
انشاى اراده
ر.ك: انشاء.