فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٤٤٢ - ١٥٨٢ ١٥٧٦ ١٥٨٥ ١٦٠٥ ١٥٧٨ ١٦٠٨ ١٥٧٥ ١٥٧٨ ١٥٨٥      
زهيرالمالكى، محمد ابوالنور، اصول الفقه، ج ٣، ص ١٣٢.
خبر عدل
ر.ك: خبر عادل
خبر غير مقطوع الصدور
خبر فاقد تواتر يا قرينه قطع آور
خبر غير مقطوع الصدور، خبرى است كه تعداد راويان آن به حد تواتر نرسد و قرينه اى نيز همراه آن نباشد كه موجب علم به صدور آن روايت از معصوم بشود، مانند: خبر واحد[١]
[١]جناتى، محمد ابراهيم، منابع اجتهاد (از ديدگاه مذاهب اسلامى)، ص ١٦٤
فضلى، عبد الهادى، مبادى اصول الفقه، ص ٢٧.
خبر فاسق
خبر راويِ فاقد ملكه عدالت
خبر فاسق، از اقسام خبر واحد و مقابل خبر عادل بوده و به خبرى گفته مى شود كه راوى و يا راويان آن اهل فسق بوده و داراى ملكه عدالت نباشند. ظاهراً اين اصطلاح، از قرآن كريم اقتباس شده است كه مى فرمايد: ... (إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإ فَتَبَيَّنُوا)...[١]
مشهور معتقدند خبر فاسق حجت نيست، زيرا دلايل حجيت خبر واحد آن را در بر نمى گيرد. ضمن اين كه عمده دليل آنها «آيه نبأ» است.
نكته:
در شرع، فاسق به كسى اطلاق مى گردد كه يا مرتكب كبيره مى شود و يا بر انجام گناهان صغيره پافشارى دارد.
[١]حجرات (٤٩)، آيه ٦
تهانوى، محمد اعلى بن على، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ٢، ص ١١٣٢.
نائينى، محمد حسين، فوائد الاصول، ج ٣، ص ١٦٩.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ١٧٢.
مجاهد، محمد بن على، مفاتيح الاصول، ص ٣٥٤.
ايروانى، باقر، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى، ج ٢، ص ٦٧.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٣، ص ٢٢٩.
خبر متواتر
خبر نقل شده توسط راويان متعدّد در هر طبقه، به تعداد قطع آور
خبر متواتر، روايتى است كه به تنهايى (بدون وساطت عقل و بدون خبر دادن صادق امين به صدق آن) افاده سكون و اطمينان خاطر مى نمايد و اين سكون خاطر برخاسته از نقل راويان متعددى (در همه طبقات) است كه تبانى و همدستى آنان بر جعل خبر و دروغ پردازى عادتاً محال مى باشد، مثل علم به وجود شهر مكه، براى كسى كه تاكنون به آن شهر نرفته است، در صورتى كه چنين علمى ناشى از خبر دادن افراد زيادى باشد كه به آنجا رفته و از وجود چنين شهرى خبر آورده اند.
خبر متواتر نزد همه گروه ها و مذاهب اسلامى، به جز شمار اندكى از آنها، حجت است، زيرا قطع آور بوده و حجيت قطع، ذاتى آن است. از جمله اخبار متواتر، حديث غدير و خبر ثقلين است.
نكته اول:
در اين كه تعداد راويان در هر طبقه بايد چند نفر باشد تا به خبرى «متواتر» گفته شود، يا به عبارتى، در اين كه ضابطه و معيار تواتر چيست اختلاف وجود دارد; بعضى اين تعداد را پنج نفر و برخى تا پانصد نفر هم ذكر كرده اند; ولى مشهور آن است كه تعداد خاصى ملاك نيست، بلكه بستگى دارد به اين كه چه زمانى قطع به وجود مى آيد; در بعضى اوقات با نقل پنج نفر قطع پديد مى آيد و گاهى با نقل صد نفر هم قطع به وجود نمى آيد; بنابراين، مى توان گفت كه معيار در تواتر، كثرت عددى راويان است، اما تعداد مشخصى تعيين نشده و بستگى به عوامل مختلف دارد[١]
نكته دوم:
در اين كه خبر متواتر افاده يقين استنباطى مى كند يا استقرايى، اختلاف است[٢]
١. صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ص (١٣٩-١٣٨).
٢. همان، ج ٢، ص (١٣٨-١٣٥).
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص ٦٨.
مشكينى، على، تحرير المعالم، ص ١٦٠.
محمدى، ابوالحسن، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه، ص ١٦٣.
محقق حلى، جعفر بن حسن، معارج الاصول، ص ١٣٨و١٣٩.
طباطبايى حكيم، محمد تقى، الاصول العامة للفقه المقارن، ص ١٩٤.
فضلى، عبد الهادى، مبادى اصول الفقه، ص ٢٧.
مجاهد، محمد بن على، مفاتيح الاصول، ص ٣٤١.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٣، ص ٢٠٦.
محمدى، على، شرح اصول فقه، ج ٣، ص ١٣٢.
رشاد، محمد، اصول فقه، ص ٢٠٤.
ابو زهره، محمد، اصول الفقه، ص ٩٩.
صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ١، ص ٢٧٠.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٤، ص ٣٢٧.
علامه حلى، حسن بن يوسف، مبادى الوصول الى علم الاصول، ص ١٩٩.
سجادى، جعفر، فرهنگ معارف اسلامى، ج ٢، ص ٣٢٩.
زهيرالمالكى، محمد ابوالنور، اصول الفقه، ج ٣، ص ١٢٥.
موسوى بجنوردى، محمد، مقالات اصولى، ص ٢٨.
بروجردى، حسين، نهاية الاصول، ص ٤٨٦.
جناتى، محمد ابراهيم، منابع اجتهاد (از ديدگاه مذاهب اسلامى)، ص ١٠٣.
جزايرى، محمدجعفر، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية، ج ٤، ص ٤٠٤.
فيض، عليرضا، مبادى فقه و اصول، ص ٣٢.
حيدر، محمد صنقور على، المعجم الاصولى، ص ٥٦٣.