فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٤٠٥ - ١٥٨١ ١٥٨٠ ١٦١٠ ١٥٧٨ ١٥٩٣ ١٦٠٢ ١٦٠٤      
[٤]صدر، محمد باقر، دروس فى علم الاصول، ج ٢، ص ١٨٠
همان، ج ١، ص (٣٠١-٣٠٠).
ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول، ص ٢٣٦.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ٢، ص ٣٢٣.
حجيت ظواهر قرآن
ر.ك: حجيت ظواهر كتاب
حجيت ظواهر كتاب
صحّت استناد به ظواهر آيات قرآن در استنباط حكم شرعى
حجيت ظواهر كتاب، مقابل حجيت نصوص كتاب و به معناى اعتبار ظواهر قرآن و صحت استناد به آنها در مقام استنباط و احتجاج است كه نتيجه آن، منجّزيت در صورت مطابقت با واقع و معذّريت (در صورت مخالفت با واقع) است.
درباره حجيت ظواهر كتاب، اختلاف است; اصوليون به حجيت ظواهر كتاب اعتقاد داشته و آن را از مصاديق مبحث حجيت ظواهر در اصول مى دانند، اما اخبارى ها، منكر حجيت آن هستند.
دليل مهم اصولى ها بر حجيت ظواهر كتاب، بناى عقلا است، كه در محاورات خود و در تفهيم مقاصد خويش، به ظواهر كلام يك ديگر تمسك مى نمايند. مخالفان حجيت ظواهر نيز به ادله اى هم چون اختصاص فهم قرآن به معصومين(عليهم السلام)، به عنوان تنها مخاطب آن، تمسك نموده اند. اصولى ها به تمامى اين ادله پاسخ داده اند.
ميرزاى قمى، ابوالقاسم بن محمد حسن، قوانين الاصول، ج ١، ص ٣٩٣.
اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية، ص ٢٤٠.
خمينى، روح الله، تهذيب الاصول، ج ٢، ص (٩٦-٩٥).
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ٣، ص ١٧٤.
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص (٣٢٩-٣٢٣).
سبحانى تبريزى، جعفر، المحصول فى علم الاصول، ج ٣، ص ١٤٦.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ٢، ص ٥٣.
موسوى بجنوردى، محمد، مقالات اصولى، ص ١٥.
بهبهانى، محمد باقر بن محمد اكمل، الفوائد الحائرية، ص (٢٨٦-٢٨٣).
فيض، عليرضا، مبادى فقه و اصول، ص ٢٥.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ٢، ص ٩١.
صدر، محمد باقر، بحوث فى علم الاصول، ج ٤، ص ٢٥٨.
مشكينى، على، اصطلاحات الاصول، ص ٢٢٩.
خمينى، مصطفى، تحريرات فى الاصول، ص ١٩٢.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ١٠، ص (٢٨٠-٢٥٢).
محمدى، ابوالحسن، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه، ص (١٥٣-١٥١).
طباطبايى حكيم، محمد تقى، الاصول العامة للفقه المقارن، ص ١٠٢.
حجيت ظهور
ر.ك: حجيت ظواهر
حجيت عرف
صحّت استناد به عرف در امور شرعى
حجيت عرف، به معناى درستى استناد به آن، نزد اهل عرف و اعتبار آن نزد شارع است.
عرف، نزد اهل سنت، اماره شرعى به حساب مى آيد، اما نزد شيعه حجيت و اعتبار آن به موارد خاصى محدود است.
عرف، نزد شيعه سه كار برد كلى دارد كه در برخى حجيت استقلالى دارد و در برخى تحت عنوان سنت قرار مى گيرد، زيرا حجيت آن به امضاى شارع و يا عدم ردع وى بستگى دارد.
نيز ر.ك: عرف.
جناتى، محمد ابراهيم، منابع اجتهاد (از ديدگاه مذاهب اسلامى)، ص ٤٠١ و ٤٠٢.
منصورى، خليل رضا، نظرية العرف ودورها فى عملية الاستنباط، ص (١٩٥-١٩١).
بحرالعلوم، محمد، الاجتهاد اصوله و احكامه، ص ٨٧.
زحيلى، وهبه، الوجيز فى اصول الفقه، ص ٩٨.
زحيلى، وهبه، اصول الفقه الاسلامى، ج ٢، ص (٨٣٣-٨٣٠).
محمدى، ابوالحسن، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه، ص ٢٥٨.
حجيت عقل
صحّت استناد به حكم شرعىِ مستفاد از عقل
حجيت عقل، به معناى صحت تمسك به مدركات عقل و عمل بر طبق آنها به عنوان حكم شرعى است.
توضيح:
بدون ترديد پيروى از حكم شرعى به دست آمده از كتاب و سنت، واجب است، ولى در اين كه آيا حكم شرعى استنباط شده از عقل، در حق مكلف حجت است و بايد به آن عمل كند و مى تواند آن را به شارع استناد دهد يا خير، ميان اصوليون اختلاف است:
١. گروهى، ادراك هاى عقل را به طور مطلق قطعى و غير قطعى براى استنباط احكام شرعى، داراى اعتبار و حجيت مى دانند (مانند اصحاب رأى از فقهاى اهل سنت كه قياس و استحسان و مصالح مرسله را قبول دارند);
٢. جمعى هم چون اخبارى هاى شيعه و اصحاب حديث از اهل سنت، مدركات عقل را در استنباط احكام شرعى به طور مطلق معتبر نمى دانند;
٣. مشهور اصوليون شيعه، معتقدند ادراكات يقينى و قطعى عقل، در حوزه استنباط احكام شرعى حجت است و ادراكات غير يقينى عقل در استنباط احكام، قابل اعتماد نيست[١]
نكته:
حكم عقلى كه نزد اصوليون حجت است، حكم قطعى عقل است كه در آن، عقل از راه قطع به ملزوم و ملازمه، قطع به لازم پيدا مى كند، اما حكم ظنى عقل (مثل حكم به دست آمده از راه قياس و استحسان) نزد اصوليون شيعه اعتبار ندارد.